ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - آنچه كه براى انسان در اصلاح ارتباطات چهارگانه ضرورت اساسى دارد كار مفيد است و تكميل آن
مى دانيم كه در اين دنيا عده اى فراوان از مردم ، خدايى را مى خواهند كه خواستههاى آنان را در هر گونه شرايط اجابت نمايد و هيچ گونه گرفتارى و ناگوارى هم نصيب آنان نگرداند اينان تمايلات و شهوات و آسايش خود را براى عالم هستى به جاى نظم و قانون به حساب مى آورند ، لذا با كمترين نقص در برآورده شدن آنها هيچ قداستى براى آنان در اين دنيا مفهوم نيست پاسخ اين نابخردان نابكار يك كلمه است و آن اينست كه همان گونه جهان بدون اين كه تسليم تصديق و تكذيب شما شود ، وجود دارد ، همين جهان بدون كمترين اعتنا به قبول و ردّ شما قانونى براى خود دارد و همين قانونمندى دنيا است كه روشنترين دليل براى اثبات وجود خداوند سبحان است .
اينك مى پردازيم به بيان نتيجهء بحث فوق ، و آن اين است كه تا كنون ديده نشده است كه يك انسان آگاه و داراى انديشه با تمسك به دليل بتواند وجود خدا را نفى كند .
بنا بر اين ، اگر در ميان جوامع بشرى وضعى پيش بيايد كه عوامل مزبور در فوق و امثال آن عوارض از مغزهاى بشرى بركنار شود و به جاى آنها انديشهء منطقى واقع بينانه و احساسات ناب و عميق وجدانى جانشين گردد ، هيچ فردى منكر خدا يا مردد در وجود او يا بىاعتنا به آن وجود اقدس پيدا نخواهد گشت .
اگر پديدهء استقامت در اعتقادات اصيل مربوط به ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خدا ، با خويشتن ، با جهان هستى ، و با همنوع خود ) و اعمال و انديشههاى مربوط به آنها به ثمر مى رسيد ، قطعى است كه تاريخ تكاملى بشر به آن پيشرفت نايل مى گشت كه حتى به مغز بزرگترين فيلسوفان و صاحبنظران علوم انسانى خطور نمى كند .
به اين جهت كه استقامت در دين الهى به ثمر رسيدن شخصيت را نتيجه مى دهد ، بديهى است كه ديگر نه خوفى به چنين انسانى روى مى دهد و نه اندوهى ، نه اضطرابى و نه دلهره اى زيرا او به حدّ نصاب سعادت نايل گشته است . [١]
[١] . براى تكميل اين مبحث مراجعه فرماييد به ج ٣ از ص ٢٠٧ تا ٢١٠ و ج ١٢ ، ص ١٢ و ١٣ و ج ١٣ از ص ٢٨٢ تا ٢٨٩ و ج ١٤ ص ٩١ و ٩٢ و ج ١٩ ص ٦٢ .