ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - هر چه مى انديشم ، جهت رويگرداندن شما را از خدا و روى آوردنتان به غير خدا را دريابم ، علت موجهى براى آن نمى بينم
در بارهء آن حضرت و توهّم اين كه او نيز مانند پيامبر اكرم ( ص ) داراى نبوت و رسالت بوده است ، بيان مى دارد . ( براى تكميل بحث در بارهء اطلاع امير المؤمنين ( ع ) از غيب مراجعه فرماييد : به ج ١٠ ص ٣٣ و ٣٤ و ص ٢٤٢ تا ص ٢٤٧ و ص ٢٥١ تا ص ٢٦١ و ج ١٦ ص ٢٩٤ تا ص ٣٠٠ . ) ٨ ، ١١ - ألا و إنّي مفضيه إلى الخاصّة ممّن يؤمن ذلك منه . . . ( آگاه باشيد من اين گونه اسرار را به كسى از شما كه مورد اطمينان است ابلاغ مى نمايم . . . ) جز معدودى از سالكان وارسته در ميان ياران امير المؤمنين
جز معدودى از سالكان وارسته در ميان ياران امير المؤمنين عليه السلام كه شايسته اطلاع يافتن از امور غيبى بودند ، ديگران آن شايستگى را نداشتند .
علت يكم - كم ظرفيّتى اكثريت قريب به اتفاق مردم جوامع در هر دوران
علت يكم - كم ظرفيّتى اكثريت قريب به اتفاق مردم جوامع در هر دوران مقتضى پنهان نگهداشتن اسرار و سرنوشتهاى پشت پردهء مردم بوده است .
علت دوم - همان است كه خود امير المؤمنين عليه السلام ذكر فرمودند
علت دوم - همان است كه خود امير المؤمنين عليه السلام ذكر فرمودند كه مردم گمان مى كردند كه او هم عين همان مقام نبوت را دارد كه پيامبر ( ص ) داشته است .
علت سوم - بر هم خوردن و اختلال شئون زندگى مردم
علت سوم - بر هم خوردن و اختلال شئون زندگى مردم مخصوصا بروز بىباكىها و بىاعتنايىها به همهء اصول و ارزشها در موقعى كه مى فهميدند در آينده داراى قدرت و موقعيتهاى چشمگير خواهند بود و يا بروز نوميدىهاى كشنده اگر مى دانستند كه آيندهء آنان دلخواه و مطلوب نخواهد بود . به همين علل و امثال آنها و ناتوانى الفاظ و مفاهيم از رساندن آن حقايق است كه مولوى مى گويد :
< شعر > بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان كه جام حق نوشيده اند رازها دانسته و پوشيده اند هر كه را اسرار حق آموختند مهر كردند و دهانش دوختند < / شعر > در ميان اكثريت قريب به اتفاق مردم ، معدودى از وارستگان بودند كه آن حضرت