ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - نوع دوم
دگرگون كنندهء ارتباطات را مشخص نمايد . هم سطحى قارّه اى بىشباهت به هم سطحى ميهنى يك جامعه نيست . هيچ يك از اين هم سطحىها نمى تواند معرف ماهيت هر يك از افراد و گروههاى جامعه و يا قارّه بوده باشد . ما در طول تاريخ شاهد اساسىترين اختلافات ميان جوامع يك قارّه بودهايم . همچنان كه اختلاف اساسى افراد و گروههاى يك جامعه را بطور واضح مى بينيم . بهمين جهت است كه تحول و تأثير و تأثر كيفى در روابط قارّه اى نه تنها امكان پذير است بلكه واقعيت عينى آن را اثبات ميكند .
٤ . ارتباط قاره اى كه موجب حركت و تأثير و تأثر كمّى ميباشد . چنانكه در قسم دوم متذكر شديم ، هيچ دو يا چند جامعهء تعيّن يافته اى ديده نشده است كه برقرارى روابط ميان آنها شبيه افزايش جمعيت در يك جامعه بوده و تنها موجب گسترش كمّى روابط بوده باشد ، اكنون اين نكته را اضافه مى كنيم كه حتى دگرگونىها و تاثير و تاثرهاى ناشى از افزايش جمعيت در يك جامعهء معين هم نمى تواند منحصر به كميّت بوده ، بطور قطع موجب دگرگونىهاى كيفى خواهد بود . روابط مردم با افزايش و كاهش جمعيت از نظر مسائل اقتصادى و فضاى فرهنگى و غيره تغيير مى پذيرد ، چه رسد به پيوستگى ميان جوامع گوناگون كه بهر حال اختلافات فراوانى از ناحيهء عوامل جغرافيايى ، تاريخى ، اقتصادى آداب و رسوم دارا ميباشد .
٥ . ارتباط با همهء جوامع كه موجب حركت و تأثير و تأثر كمّى ميباشد ، اين ارتباط هم چنانكه در اقسام بالا متذكر شديم ، تنها در تصورات ذهنى ميباشد ، نمى تواند تحقق عينى داشته باشد .
٦ . ارتباط با همهء جوامع كه موجب حركت و تأثير و تأثر كيفى ميباشد . اين گونه ارتباط كه در دورانهاى اخير در حال پيشرفت دائمى و تدريجى است ، معلول عوامل وسايل ارتباطى بسيار با اهميت است كه كم كم جوامع را بصورت يك جامعه در مى آورد