ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - اگر در چسبيدن به دنيا و آرمانهاى آن ، با دنيا پرستان خودكامه شركت كنيد ، محبوب و امين آنان خواهيد بود
كه بدنهايشان حاضر و آشكارو عقولشان غائبهر چه شما را بسوى حق مى كشانم ، شما از آن گريزانيد همانند فرار بزغالهها از غرّش شيرهيهات كه بوسيلهء شما بتوانم ظلمت از چهرهء عدالت را بركنار نمايميا كجى ( عارض ) بر حق را راست كنم پروردگارا ، تو مى دانى كه مطالبه و اقدام ما براى بدست آوردن حكومت نه براى تلاش و رقابت در ميدان سلطه گرى بوده و نه براى خواستن زيادتى از مال دنيابلكه همهء هدف ما ورود به نشانههاى دين توو اظهار اصلاح در شهرهاى تو بوده است باشد كه بندگان ستمديدهء تو امن و امان يابندو آن كيفرها و احكام تو كه از اجرا باز ايستاده است بجريان بيفتدخداوندا ، من اولين كسى هستم كه بسوى تو برگشته و حق را شنيده و آن را پذيرفته امكسى در نماز گزاردن از من سبقت نگرفته است ، مگر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلمو شما دانستهايد كه نبايد يك انسان بخيل و بر نواميس و نفوس و اموال و احكام و زمامدارى مسلمين ولايت داشته باشدكه حريص به اموال آنان باشدو نبايد شئون حياتى مسلمانان به ولايت جاهل واگذار شود ، كه آنان را با نادانى خود گمراه بسازدو نيز نبايد والى مسلمانان جفاكار باشد كه آنان را از روى جفا از حقوق خويش محروم نمايدو نبايد ولايت مسلمين به كسى سپرده شود كه در اداى حقوق مالى بعضى را بر بعضى ديگر ترجيح بدهدو نبايد زمامدارى مسلمين را در اختيار كسى گذاشت كه در حكم رشوه بگيرد و حقوق مردم را ضايع كند و بوسيلهء آن در موقعيت اجراى احكام خداوندى توقف نمايدهمچنين نبايد والى مسلمين سنت را متوقف بسازد و امت اسلامى را از اين راه به هلاكت بيندازد