ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - با نظر به اختلاف برداشت از شخصيت و سخنان پيامبر اكرم لازم بود كه گردانندگان جامعهء اسلامى ، داناترين و با تقوىترين اشخاص را براى تفسير شخصيت و سخنان آن حضرت تعيين مى نمودند
روشنترين دليل اين امتياز حديث بسيار متواتر و معروف أنا مدينة العلم و علىّ بابها است :
< شعر > كه من شهر علمم عليّم دراست درست اين سخن گفت پيغمبر است < / شعر > فردوسى < شعر > چون تو بابى آن مدينهء علم را چون شعاعى آفتاب حلم را باز باش اى باب بر جوياى باب تا رسد از تو قشور اندر لباب باز باش اى باب رحمت تا ابد بارگاه ما له كفوا أحد < / شعر > مولوى راويان اين حديث بيش از ٤٠ نفر است . رجوع فرماييد به كتاب ترجمة الأمام على بن ابي طالب من تاريخ مدينة دمشق تاليف الحافظ ابن عساكر ج ٢ ص ٤٦٤ تا ص ٤٨٠ روايتى ديگر با اسناد و متعدد چنين است : قسّمت الحكمته عشرة أجزاء و أعطى علىّ تسعة منها و النّاس جزء واحدا [ همين مأخذ از ص ٤٨١ تا ص ٤٨٢ ] ( حكمت به ده جزء تقسيم شده است . نه جزء آن به على داده شده و يك جزء از آن به بقيهء مردم ) عبايه از ابن عباس نقل كرده است كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرموده است : « على ظرف علم من است » [١] قيس بن حازم از معاوية بن ابى سفيان نقل كرده است كه « رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم على را با علم پر مى كرد . [٢] عبد اللَّه بن عمرو مى گويد : رسول خدا صلى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم در حال بيمارى فرمودند : برادرم را بگوييد بيايد پيش من ، عثمان را خواستند ، پيامبر اكرم از وى روى گردانيد و سپس فرمود : برادرم را بخوانيد بيايد پس على بن ابي طالب را خواستند ، على عليه السلام پارچه اى روى پيامبر كشيد و خم شد به روى او ،
[١] همين مأخذ ص ٤٨٢ .
[٢] همين مأخذ ص ٤٨٣ .