ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٣ - معناى دوم
كنيم ، فراوانتر از اين انواع خواهد بود . بطور كلى به شمارهء هر نوع حقّى كه پايمال مى گردد و به شمارهء هر قانونى كه مورد مخالفت واقع مى شود ، نوعى يا قسمى ظلم تحقق مى يابد . پس ما در هر لحظه اى در معرض آلوده شدن به پليدى ظلم و تجاوز هستيم ، آيا با اين حال ، بشر به تعليم و تربيت و ارشاد مستمر و اصيل نيازمند نمى باشد معناى دوم - مخلوط شدن انواع ظلم با همديگر و امكان نتيجه دادن هر يك از آنها ديگرى را . توضيح اين كه ممكن است نوع ظلم بطور مستقيم مالى باشد ، ولى همين ظلم مالى موجب بوجود آمدن جنايت باشد كه ظلم جانى است . و اين گونه به وجود آمدن نوعى خاص از ظلم از نوعى ديگر ، در عرصهء زندگى انسانها بسيار فراوان است ، و منشأ اين توّلد ( به وجود آمدن نوعى از ظلم از نوعى ديگر ) مانند بوجود آمدن ظلم جانى از ظلم به انديشهء مردم ، ارتباط شديد مبانى و اركان اساسى زندگى با همديگر است . يعنى همان گونه كه مال بعنوان مواد معيشت مردم ارتباط اساسى با حيات مردم دارد و ظلم و اخلال در آن موجب ظلم و اخلال در حيات مردم ميباشد ، همچنين انديشه و وضع روانى و پديدههاى اعتبارى هم [ كه از واقعيتهاى اصيل بوده و خود نيز منشأ واقعيتهاى اصيل ديگر مى گردند ] كاملا با زندگى مردم در ارتباط جدى مى باشند . براى پوچ ساختن حيات واقعى مردم جامعه ، كافى است كه انديشههاى پوچ گرايانه و تخيلات بىاساس سرازير شود ، چنانكه مى توان با مختل كردن وضع روانى انسانها حيات آنان را در خطر اضمحلال و نابودى قرار داد .
الحمد لله اولا و آخرا و صلى الله على محمد و آله الطاهرين