ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - ٣ ظلم اعتبارى
متوجه ساختن مردم به درد و الم جانكاه ظلم جانى از درون خود آنان وجود ندارد ، زيرا پديدههاى انعكاسى و بازتابى و فعاليتهايى كه جانداران در موقع احساس درد و يا براى جلوگيرى از درد از خود بروز مى دهند ، خود درد و رنج و زجر و شكنجه را قابل دريافت مستقيم نمى سازد .
سه - نتائج ظلم جانى كه خداوند جان آفرين گاهى براى هشدار بندگانش ارائه مى دهد ، بخوبى مى تواند پليدى ظلم جانى و ظالم به جانهاى آدميان را اثبات نمايد ، ولى چه بايد كرد كه ستمكاران اوّلين چيزى را كه بجهت ظلم از دست مى دهند ، بينايى و عقل و وجدان حساس است كه اگر هزاران بار عكس العمل و نتائج سوء تعدى و تجاوز خود را ببينند ، باز به خود نمى آيند كه آن سيلىها را از كجا مى خورند و آن اضطرابات درونى از كجا سرچشمه مى گيرد . و بيك اعتبار مى توان گفت : كشنده ترين عكس العملى كه گريبان ستمكاران را مى گيرد ، همين است كه درك و شعور اساسى خود را از دست مى دهند و نمى فهمند كه ستمكارى آنان بر جانهاى آدميان چه بر سرشان مى آورد و عواقب بسيار وخيم ظلم در آيندهء جاودانى چه خواهد بود .
٣ . ظلم اعتبارى - مقصود از ظلم اعتبارى ، تجاوز به حقوق اعتبارى انسانها است . كسى كه از روى استحقاق بتواند مقامى را حيازت كند ، سلب آن مقام از شخص مزبور ظلم محسوب مى شود . بديهى است كه منظور آن نيست كه بعضى از ظلمها اعتبارى هستند ، زيرا انحراف از قانون و پايمال نمودن حق ، يك پديدهء واقعى است ، همان گونه كه عدالت يك پديدهء واقعى است . بلكه منظور آن است كه متعلق ظلم كه موضوع حق است ، مانند مقام امرى است اعتبارى . [١]
[١] مخفى نيست كه هيچ امر اعتبارى هم بدون منشأ اصيل بوجود نمى آيد ، مثلا خود مقام اگر چه امريست اعتبارى ، ولى منشأ آن كه عبارتست از ضرورت مديريت يك مجموعه مثلا امريست اصيل و ضرورى و واقعى .