ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - تطابق آشكار و نهان و قلب و زبان آدمى در شهادتين
اقدس براى او معلوم است و بهترين دليل اين مدّعا علم او به ذات اقدس خويش است كه علم بر ماسواى آن ذات را در بردارد . براى تكميل اين مبحث مراجعه فرماييد به مجلد ١٦ از ص ٧٧ تا ص ٨٠ و مجلد ١٩ از ص ٢١٥ تا ص ٢١٧ ٧ ، ٩ - و نشهد أنّ لا إله غيره و أنّ محمّدا نجيبه و بعيثه شهادة يوافق فيها السّرّ الأعلان و القلب اللَّسان ( و شهادت مى دهم باين كه خدايى غير از او نيست و اين كه محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم برگزيده و فرستادهء او است - شهادتى كه درون آدمى در آن شهادت موافق آشكارش باشد و قلبش مطابق زبان ) تطابق آشكار و نهان و قلب و زبان آدمى در شهادتين مباحث مربوط به شهادتين در مجلدات ٢ از ص ٢٤٩ تا ص ٢٥٨ و ٩ ص ٥٥ و ١٨ ص ٥١ و ٥٢ و ٩٣ و ٩٤ اگر انسانى پيدا شود كه در اين دو شهادت ظاهرش باطنش را تصديق نكند و قلبش زبانش را ، ديگر هيچ موردى نمى توان پيدا كرد كه چنين انسانى ادّعاى تطابق و توافق آشكارش با نهانش و قلبش با زبانش نمايد ، و براى هيچ كس مورد ترديد نباشد ، زيرا كسى كه مى گويد من شهادت مى دهم به يگانگى خداوندى ، سه عقيده را ابراز مى نمايد : ١ . « خدا موجود است » ٢ . « آن خدا يكتا است » ٣ . « من مفهومى را و لو بطور اجمال بعنوان خدا دريافتهام كه هم وجود او را معتقدم و هم يگانگى او را » .
ارتباط اين سه عقيده با شخصيت يك انسان ، ارتباط روح با جسم است . اگر يك انسان در چنين وضع حساس روانى به بيمارى دورويى مبتلا باشد ، يعنى ظاهرش و سخنانش اعتقادات سه گانهء مزبور را نمايان بسازد و باطن و قلبش بر خلاف آن باشد ، مخصوصا اگر اين حالت وقيح در او استمرار هم داشته باشد ، اين شخص نه تنها در هيچ موردى قابل اطمينان نخواهد بود ، بلكه شخصيت وى براى خودش نيز تباه و فاسد ميباشد .