ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - خدا است عالم مطلق بر همهء موجودات
لذا در هر حال ، سپاسگزار خداوندى ميباشد . براى تكميل اين مبحث مراجعه فرماييد به مجلد ١٥ از ص ٢٧٣ تا ص ٢٧٥ .
٤ ، ٦ - الباطن لكلّ خفيّة ، و الحاضر لكلّ سريرة ، العالم بما تكنّ الصّدور و ما تخون العيون ( دانا است بهر امر پنهان و حضور و احاطه دارد بر هر راز نهانى . عالم بهر چيزى است كه سينهها آن را مخفى مى دارد و چشمها به آن خائنانه [ مخفيانه ] مى نگرد ) خدا است عالم مطلق بر همهء موجودات وقتى كه مى گوييم : خدا است آفرينندهء همهء موجودات با همهء اجزاء و سطوح و روابط آنها با هر مقوله و مفهومى كه از حركت و جريان آنها در صفحهء هستى انتزاع مى گردد ، مانند زمان و مكان و تعيين هستىها و نيستىهاى خاص مانند عدم يك انسان خاص و غير ذلك . لازمهء قطعى چنين قضيه اى اينست كه خدا است عالم مطلق بر همهء موجودات با همهء اجزاء و سطوح و روابط و انتزاعيات و اعتباريات آنها . ممكن است بعضى تصور كنند كه اگر رابطهء خداوند ذو الجلال با موجودات ، رابطهء علت با معلولاتش باشد و منظور از علت و معلول و رابطهء عليت ميان آنها همان مفاهيم باشد كه ما در عرصهء طبيعت درك مى كنيم و قضاياى علمى را هم بر مبناى آنها استوار مى كنيم ، مستلزم علم مطلق خداوندى بر موجودات نخواهد بود ، همان گونه كه در علل و معلولات عالم طبيعت مى بينيم . مخصوصا اگر در قانون عليت خداوندى اين تصور را داشته باشيم كه آنچه در عالم تحقق است فقط علت ( خدا ) است و ديگر موجودات شئون و حيثيات او است . اين نظريه را صدر المتألهين شيرازى از فيلسوفان بزرگ اسلامى در اسفار مطرح نموده است . و همچنين عبد الرحمن جامى از عرفاى شعرا ، چنين مى گويد :
< شعر > چون حق به تفاصيل و شئون گشت عيان مشهود شد اين عالم پر سود و زيان < / شعر >