ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - بحثى در انواع حبّ و بغض و رضايت و غضب
آرى ، سوگند بخدا و از تو ، سپس برخاست و از نزد عثمان بيرون رفت » [١] ٢ - يا اباذرّ إنك غضبت للَّه فارج من غضبت له ( اى ابا ذر ، تو براى خدا خشمگين گشتى ، پس بآن خداوند اميدوار باش كه براى او غضب كردى . ) بحثى در انواع حبّ و بغض و رضايت و غضب چهار حالت روانى متقابل در انسان وجود دارد كه در سرنوشت او تأثير بسزائى دارد .
اين چهار حالت عبارتست از رضايت و غضب و حب و بغض . معناى رضايت عبارتست از آن حالت پذيرش كه از پسنديدن و قانع شدن بيك موضوع بوجود مى آيد ، اگر اين پسنديدن و اقناع بحدّ خواستن هم برسد ، حب ( محبت و علاقه ) ناميده مى شود كه خوددارى مراتبى ضعيف و شديد ميباشد . بغض كه گاهى آن را خصومت و عداوت و كينه توزى هم مى گويند ، عبارت است از حالت تنفر كه موجب بروز دشمنى ميباشد . غضب معمولى همان حالت هيجان منفى ناشى از احساس حقارت و جوشش حسّ انتقامجويى است كه در انسان بوجود مى آيد .
ارزش اين چهار پديدهء روانى ( حب و بغض و رضايت و غضب ) مربوط به عوامل و انگيزه هايى است كه پديدههاى مزبور را به وجود مى آورند . ملاك ارزش آنها عبارتست از كميت و كيفيت وابستگى آنها به كمال وجودى انسانى .
بديهى است كه ارزش چهار پديدهء روانى بركنار از وجود ضرورى آنها در مجراى حيات طبيعى است ، زيرا در آن هنگام كه عوامل ضرورى حيات طبيعى آدمى موجب بروز آن حالات بوده باشد ، داخل در منطقهء ارزشها نيست . بعنوان مثال : پدر و مادر
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٨ از ص ٢٥٢ تا ٢٥٥ .