ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - ظلم بر امير المؤمنين على بن ابي طالب قبيحترين ظلمها است
احدى با ارتكاب ظلمى به يكى از بندگان وارد هيچ خانه اى از خانههاى من نشود ، زيرا من او را لعنت مى كنم مادامى كه در مقابل من به نماز ايستاده است تا ظلمى را كه مرتكب شده است جبران كند ، در آن هنگام بمنزلهء گوش او خواهم بود كه بوسيلهء آن مى شنود . ) ظلم بر امير المؤمنين على بن ابي طالب قبيحترين ظلمها است اما شدت قباحت ظلمى كه معلول پايمال شدن حق يا حقوق با عظمت ميباشد ، مانند ظلم به آن راهنمايان و پيشتازان كه مى توانند بشريت را از ظلم و جهل نجات بدهند و عدالت و معرفت را در جامعه بگسترانند ، ظلم بر اين اشخاص ، بدانجهت قبيحترين ظلم است كه اثر و نتيجهء آن ، همهء مردم جامعه را فرا مى گيرد و ممكن است اثر و نتيجهء آن قرنهاى متمادى دامنگير مردم جوامع فراوانى بوده باشد . از اينجا روشن مى شود كه ظلم بر انبياء و اوصياء و اولياء و حكماى انسانساز وقيحترين و شقاوت بارترين ظلم است كه مى توان تصور نمود ، زيرا ظلم بر اين راهنمايان روشنگر و پيشتازان تمدن ساز و بوجود آورندگان فرهنگهاى انسانى ، محروم ساختن انسانها از نور و معرفت و تمدن و فرهنگ و حقوق و اقتصاد و اخلاق سازنده ميباشد . اكنون ثابت مى شود كه چرا ظلم به على بن ابي طالب عليه السلام از خبيثترين ظلمها و تجاوزات است ، زيرا در اينجا مظلوم فقط شخص على بن ابي طالب عليه السلام نيست ، بلكه همهء جوامع بشرى تحت تأثير ظلم بآن حضرت واقع ميشوند . شما چند ورق از تاريخ را بخوانيد و در آنها دقت كنيد ، خواهيد ديد اگر خودكامگان مهلت مى دادند و براى جاه و مقام چند روزهء دنيا آن انسان بزرگ و معلم و مربى سترگ را بحال خود مى گذاشتند ، چه ارمغان بزرگى از تمدن و فرهنگ به جوامع بشر تقديم مى كرد . شما مقدارى در مغز و روحيهء آن فخر انسانيت بينديشيد كه با وجود آن همه طوفانها و حقكشىها و جنگ و جدالها كه به راه انداختند ، در مدتى كه شايد به