ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - امير المؤمنين عليه السلام در برابر آن جامعهء طوفانى و پر از ضد و نقيض كه اكثريت مردم آنرا غوطه وران در جهل و خودكامگى و سست عنصرى تشكيل مى دادند خود را نباخته بود
شما رضايت مى دهيد . . . اى نامردان مردنما ، رؤياهاى كودكان [ در دلتان ] ، عقول زنهاى حجله نشين [ در مغزتان ] اى كاش شما را نمى ديدم و نمى شناختم ، سوگند بخدا ، اين شناخت براى من پشيمانى بار آورد و اندوهها به دنبال داشت . خدا نابودتان كناد دلم را با خونابه پركرديد و سينهام را با خشم مالامال نموده و غمهاى متوالى را جرعه پس از جرعه بمن خورانديد . . . » ٤ . اى مردمى كه بدنهايتان در كنار يكديگر ، ولى هواهايتان پراكنده است ، سخنان شما سنگهاى سخت را سست و كارتان دشمنان را در بارهء شما به طمع مى اندازد ، وقتى كه در مجالس مى نشينيد از هر درى سخنى مى رانيد ، هنگامى كه جنگى پيش مى آيد ، فرياد دور شو به جنگ سر مى دهيد . دعوت و تحريك كسى كه [ بسوى حق و دفاع از آن بخواند ] ، براى شما ارزشى ندارد ، و آن كس كه زير شكنجهء شما قرار بگيرد هرگز دل راحتى نخواهد داشت [ شما كارى جز اين نداريد كه در برابر دعوت من براى دفاع از حق ] با سخنان گمراه كنندهء خود عذرى مى تراشيد ، از من خواستيد جنگ را به تأخير بيندازم ، چونان بدهكارى كه از طلبكار خود تمديد بخواهد انسان ذليل و خوار از ورود ستم بر خود جلوگيرى نمى كند . حق بدون جديت قابل وصول نيست . [ شگفتا ، كدامين خانه و وطن را جز خانه و وطن خود از اشغال بيگانگان ممنوع خواهيد ساخت و با كدامين رهبر پس از من ، به ميدان نبرد وارد خواهيد گشت سوگند بخدا ، فريب تباه كننده خورد كسى كه شما او را فريب داديد . ] سوگند بخدا كسى كه شما را وسيلهء برد قرار داد [ بازنده ترين ] نوميد كننده ترين سهم را برگزيد . و كسى كه به وسيلهء شما تير بسوى دشمن انداخت ، تيرى شكسته و بىپيكان رها كرد . سوگند بخدا ، اكنون ديگر نه گفتارتان را تصديق مى كنم و نه اميدى به يارى شما دارم ، و نه دشمن را به وسيلهء شما تهديد مى كنم . چه شده بر شما چيست دواى دردهايتان و چيست راه معالجه بيمارىهاى