ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد
ضرورتهاى ] آنها مستهلك بنسازد . هر ثروتى و هر مقامى و هر آنچه را كه براى زندگى طبيعى محض و تجملات آنها كمك مى كند ، زمامدار تهيه نمايد ، اگر چه ديگر افراد و گروههاى قلمرو زمامدارى آن حاكم در نهايت ذلت و بيچارگى زندگى كنند . آنان سرخى گونههاى خود را مى خواهند و كارى با زردى روى ديگران كه بايد براى سرخ كردن گونههاى آنان تحمل نمايند ، ندارند و نمى دانند يا اعتنائى باين ندارند كه - < شعر > ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبه همى تا به گلگون مى تو روى خويش را گلگون كنى < / شعر > ناصر خسرو قباديانى و همچنين ، آن دون صفتان نمى دانند يا اعتنائى بآن خسارت ابدى ندارند كه لذت پرستىها و خودكامگىها بوجود خواهد آورد . براستى ، اين تبهكاران كه به فكر خويشتن نيستند چگونه مى توانند به فكر ديگران باشند ٥ - أيّها النّاس ، أعينونى على أنفسكم ( اى مردم ، مرا براى اصلاح خود يارى نماييد ) اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد خداوندا ، پروردگارا ، داورا ، دادگرا ، روزى فرا خواهد رسيد كه اين موجودات كه نام خود را انسان نهاده و ادّعاى ترقى و اعتلايشان ، بر فراز كيهان سترگ طنين انداخته است ، و هنوز براى تشخيص دردهاى اساسى خود و درمان آنها حتى كوچكترين گام اختيارى برنداشتهاند بخود بيايند درست است كه همواره قدرتمندان خودكامه نه تنها براى شناخت درد ، و درمان و علاج دردهاى مردم گامى برنداشتهاند ، بلكه نتيجهء يكه تازيهاى آنان در عرصهء حيات انسانها ، افزودن به دردها و جلوگيرى از معالجات طبيبان انسانى