ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - جامعه شناسى و جامعه سازى
مختلف و دورانهاى متفاوت تحقق يافته است . شناسايى اين پديده در هر دوره يا در هر جامعه از نظر منطق علمى ، با تجزيه به عوامل اولى و ثانوى و رويدادهاى همزمان و عوامل جغرافيايى و رقابت و ايده ئولوژىها امكان پذير مى شود . گروه زيادى از تاريخ نويسان محقق و جامعه شناسان اين گونه بررسىها را بعهده مى گيرند . اگر اين محققان بتوانند دست از موضعگيرىهاى خاص خود برداشته و خود نمودهاى جوامع را با تجزيه و تحليل به علل و عوامل منطقى آنها بررسى نمايند ، بدون ترديد به نتايج متحّد يا مشابه خواهند رسيد ، مانند چند فيزيكدان كه در بارهء يك نمود فيزيكى اظهار نظر كنند .
اگر بتوانند يكديگر را به موضعگيرىهاى خاصّى كه دارند آشنا بسازند ، اختلاف نظر اساسى با يكديگر نخواهند داشت .
ولى ما مى دانيم كه عده اى از مغزهاى متفكر در بارهء جوامع انسانى ، وظيفهء خود را منحصر در شناخت انسان جامعه هايى كه بوجود آمده است ، نمى دانند و بلكه بايستگىها و شايستگىهايى را كه براى انسان و جامعه اش در نظر گرفتهاند ، در شناخت جامعه دخالت مى دهند . بهمين جهت است كه اختلاف نظر فراوانى ميان جامعه شناسان بوجود مى آيد و بصورت مكتبهاى متنوع در فضاى فرهنگ بشرى منتشر مى گردد ، بلكه اين اختلاف گاهى بقدرى تند و تيز است كه بعضىها جامعه شناسى را دور از شايستگى علمى محض تلقى ميكنند . و مى گويند : توصيهء اخلاقى يا بايستگى اجبارى واقعيت را نشان نمى دهد ، بلكه واقعيتى را مطابق هدفگير خاص مى سازد ، در حالى كه ما گفتيم : اختلاف عقايد در جامعه شناسى نظرى كاملا بجا و معقول است و كسى هم نمى تواند اختلاف نظر در جامعه شناسى نظرى را دليل علم نبودن جامعه شناسى بداند ، چنانكه اختلاف آراء در حقوق نظرى و فيزيك نظرى و روانشناسى نظرى نمى تواند آن علوم را از قلمرو علم بركنار نمايد . ما براى روشن شدن اين مسئله كه شناسايى يك موضوع اعمّ از