ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - ٢ پرورش يافتن انسانهايى نائل به رشد و كمال عالى انسانى با درجاتى مختلف
در مقابل اين حسن رفتار ، پيروان صليب بعد از چند قرن ، رفتارى كه با اهل اين شهر نمودند نهايت حيرتانگيز بوده است . عمر خليفهء دوم با معدودى وارد شهر شده و از سوفر و نيوس [ بطريق ] درخواست كرد كه با هم رفته مقامات مقدسه را زيارت كنند ، و همانوقت امر كرد منادى ندا كند كه حفظ اموال و معابد اين شهر را ما خود ذمّه دار هستيم ، حتى مسلمين مجاز نيستند كه در كليساها نماز كنند رفتارى هم كه فاتح مصر با اهل منعه نمود كمتر از اين رفتار نبود . او با آنها قرار داد كه از حيث مذهب و رسوم مذهبى كاملا آزاد باشند ، قانون عدل و داد را يكسان در ميان آنها مجرى دارد . در خصوص اراضى و مستغلات مطابق اصول مالكيت با آنها عمل شود و در عوض مبالغ گزافى كه از طرف سلاطين قسطنطنيه به زور از آنها مى گرفتند ، قرار داد كه از هر نفرى سالانه مبلغى بعنوان جزيه كه مقدار آن قريب پانزده فرانك مى شد بگيرند . رعاياى نواحى و اطراف اين قرارداد را بقدرى مغتنم شمردند كه فورا آن را قبول و مبلغى مال الصلح را جمع كرده پيشكشى تسليم نمودند .
عمال دولت اسلام تا اين حد به عهد خود محكم و ثابت و نسبت بآن مردمى كه آنى از تحميلات و مظالم مأمورين مركزى آسوده نبودند ، بقدرى خوب رفتار كردند كه مردم به رضا و رغبت دين اسلام و زبان عرب را اختيار نمودند و من باز مى نويسم كه امثال اين گونه نتائج را هيچوقت نمى توان به زور شمشير حاصل نمود و فاتحينى كه پيش از عرب به مصر رفتهاند هرگز نتوانستند چنين موفقيتى حاصل كنند .
در فتوحات عرب يك نكته است كه در كشور ستانان بعد آن نكته يافت نمى شود .
ملاحظه كنيد اقوام ديگرى هم مثل برابره ( كه روم را فتح نمودند ) يا ترك و غيره بقصد جهانگيرى قيام نموده فتوحات نمايانى هم كردند ، ليكن نتوانستند تمدنى تأسيس كنند ، بلكه بيشتر همشان اين بود كه از اموال قوم مغلوب هر قدر بتوانند بهره برند ، بر خلاف