ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - آيا همهء موجودات عالم هستى از حيات برخوردارند
آيا همهء موجودات عالم هستى از حيات برخوردارند نخست بايد اين قضيه را بپذيريم كه خواه ما بتوانيم جاندار بودن همهء كائنات را اثبات كنيم يا نه ، اسناد ذكر و قنوت و تسبيح و سجده براى همهء كائنات نيازى به اثبات زنده بودن آنها ندارد اين قضيه را در مباحث بعدى مورد بحث قرار خواهيم داد . با اين حال ، دلائل و شواهدى وجود دارد كه تا حدودى مى تواند زنده بودن موجودات را اثبات نمايد . اولين استشهاد ما در اين باره بوجود آمدن مكتب مهمى است بنام هيلوزوئيسم ( زنده بودن ماده يا هيولى ) براى توضيح اين مطلب ، بسيار مناسب است سخنان اپارين زيستشناس مشهور را در اينجا مطرح نماييم : « طبيعت حيات - وسعت پهنهء حيات - » حيات كلمه ايست كه بسيار آسان فهميده مى شود ، با اين حال ، براى هر متفكرى بسيار اسرار آميز است . چنين مى نمايد كه معناى اين كلمه روشن است و در كليهء اعصار نيز براى همهء مردمان همين طور بوده است . با وجود اين مى دانيم كه در طى قرون بسيارى كه از تاريخ فرهنگى بشر مى گذرد ، بر سر اين كه حيات را چگونه بايد كاملا شناخت ، مشاجراتى آشتى ناپذير در گرفته است .
حتى اين مسئله كه چه چيزى زنده است و چه اشيائى در دنيا در پيرامونمان واجد حياتند ، و وسعت قلمرو حيات يا غايت آن چيست ، راههاى متعدد و كاملا متفاوتى توصيف شده و باز هم مى شود . ما گوئى طيفى رنگارنگ و جامع از عقائد متفاوت به دست داريم . در يك سر اين طيف ، نظرات فيلسوفان و دانشمندانى قرار دارد كه عقيده دارند كه حيات خاصيت عمومى ماده است و از آن جدايى ناپذير است . آنان بدين سان قلمرو حيات را بسط مى دهند و آن را شامل همهء اشياء همهء عالم مى كنند .
فيلسوفان سر ديگر طيف ، از سوى ديگر ، فراخناى حيات را با استبداد رأى به دائرهء وجود بشرى محدود مى كنند يا حتى عقيده دارند كه حيات امتياز ويژهء جوهر واحد انديشمندى است . عقيدهء گروه نخستين ، از هيلوزوئيستهاى يونان باستان سرچشمه