ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - جامعه شناسى و جامعه سازى
ساختن يا معدوم نمودن ، يا تصرفهاى دگرگون در آن است . انواع شناسائى را بطور مختصر مطرح مى نمائيم : ١ . عنصرى نخستين داريم كه اصطلاح مرحلهء ما قبل شناسايى براى آن عنصر بسيار مناسب است . اين مرحلهء ما قبل شناسائى عبارت است از « وجود موضوع در خارج از ذات » كه درك انسانى بتواند با آن تماس بگيرد [١] بهمين جهت است تجسيمات و مفاهيم پندارى ناشى از بازيگرهاى ذهن را شناسائى نمى دانيم .
٢ . تصديق و پذيرش وجود آن موضوع در جهان عينى ( خارج از ذات ) . لذا هويت يك مفهوم مشكوك الوجود ، جز در عالم ذهن ساخته و پرداخته نمى شود ، لذا شناسائى آن موضوع مركب از واحدهايى مى شود كه با وصلههاى ساختگى مربوط به معلومات پيشين بهم پيوستهاند .
٣ . توّجه اجمالى به نمودهاى مستقيم و نخستين يك موضوع ، مانند ، رنگ ، شكل ، حركت ، سكون . ( پرميركاراكريستيك ) .
٤ . توجّه تفصيلى به نمودها در حال ارتباط با مجموع اجزاء و خواصّ موضوع ، معرفت تفصيلى كه شناخت امثال و اضداد و هر گونه هويّت غير از هويت موضوع را در برميگيرد ، آغاز توجه به قوانين علمى در باره آن موضوع ميباشد .
٥ . شناختهاى مربوط به استعدادها و ابعاد و خواص موضوع بجهت وارد كردن دگرگونى در آن ( كوزال كاراكتريستيك ) ، خاصيت محلول شدن قند موقعى شناخته
[١] اين عنصر ( وجود موضوع در خارج از ذات ) تنها يك استثنا دارد و آن هم عبارت است از پديدهء خود هشيارى ( علم حضورى ) كه موضوع درك خود ذات است ، يعنى درك كننده و درك شونده يكى است .