ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - جامعه شناسى و جامعه سازى
شود زيرا اين دو امر موجب تاريكى موضوع مى گردد .
موضوع دوم - هدفگيرى انسانها از تحصيل شناسايىهاست . اين هدفگيرى نيز بر دو نوع عمده تقسيم مى گردد : نوع يكم - هدفگيرى طبيعى ، عبارت است از تكاپويى كه خود حيات آدمى و خواستههاى معين او بوجود مى آورد . شناسايى چهرهء اقتصادى يك موضوع معلول بعد اقتصادى حيات است . لذا براى كسى كه تنها جنبهء اقتصادى موضوع مفروض مطرح است .
جنبههاى ديگر آن ، اگر چه دهها مرتبه با اهميتتر از آن يا مساوى آن باشد ، مطرح نمى گردد .
اصل كلى قضّيه چنين است كه درك و حسّ كنجكاوى و تمايل به دريافت يك موضوع ناشى از جوشش حيات آدمى است كه عواملى بعنوان درك و كنجكاوى و اميال دارا ميباشد .
اين عوامل به پيروى از محدوديتهاى موقعيت حيات محدود مى گردد و در نتيجه عبور به ماوراى آن نمى كند . اين اصل طبيعى است كه چهرهها و نمودهاى جهان هستى و موجوديت انسانى را تقسيم و تجزيه مى نمايد .
از اينجاست كه محدوديت خاصى همواره معلومات بشرى را احاطه ميكند و هدفگيرىهايى او را بطور طبيعى محدود مى سازد .
نوع دوم - هدفگيرىهاى ثانوى است ، يعنى آن هدفگيرىهايى است كه به خصوصيت طبيعت حيات آدمى مربوط نيست ، بلكه ناشى از گرايشها و انتخابهايى است كه بعلل ايده ئولوژيكى و سازندگىهاى تكاملى يا تجملى انجام مى دهد . مثلا انسان را با هدفگيرى اجتماع ماشينى مورد شناسائى قرار مى دهد معلوماتى كه از اين هدفگيرى در بارهء انسان بدست خواهد آورد ، درست است كه با نظر بچهرهء هدفگيرى