ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - آيات قرآنى يكديگر را تفسير مى كنند
در آن آيات از اضلال مردم خود را برى ، معرفى مى فرمايد [ مگر اين كه خود آنان ضلالت را انتخاب كنند ] ، محال است مشيت خداوندى به كفر و ضلالت مردم متعلق شود . زيرا بديهى است كه مشيت فرع ، يا از نتايج رضايت به چيزى است ، وقتى كه در موردى رضاى خداوندى وجود داشته باشد ، حتما در آن مورد مشيت او نيز وجود ندارد . آيات متعدد ديگر مى فرمايد : اگر مشيت خداوندى علاقه مى گرفت همهء مردم را هدايت مى كرد پس مشيت خداوندى به هدايت مردم علاقه نگرفته است ، بلكه مقدمات هدايت را مانند ارسال رسل و انزال كتب و تعبيه ، عقل و قلب در درون بندگانش بوجود آورده است كه مردم با اختيار خود هدايت را انتخاب كنند . حال كه خداوند هدايت بندگانش را با مشيت اجبار كنندهء خود نخواسته است ، آيا ممكن است كه ضلالت آنان را با مشيت اجبارى خود بخواهد پس با نظر به مضامين مجموع آيات قرآنى مربوط به مشيت و رضا و ارادهء خداوندى از يك طرف ، و با توجه به آيات بسيار فراوانى كه از طرق مختلف مردم را داراى اختيار معرفى مى نمايد ، باين نتيجه مى رسيم كه منظور از آن مشيت خداوندى كه متعلق به كارهاى اختيارى انسانها است ، مشيت قانونى است ، باين معنى كه كسى كه با مقدمات اختيارى اقدام بيك كارى كند ، خداوند متعال همان مقدمات را مشمول قوانينى ساخته است كه مطابق مشيت او ميباشد . بعنوان مثال : اگر شما با مقدمات اختيارى رفتيد و مادهء محترقى را بدست آورديد و آن را روى جسمى كه قابل احتراق است انداختيد ، آن جسم قطعا خواهد سوخت ، زيرا سوختن جسم قابل احتراق با مادهء محترق قانونى است كه مشيت خداوندى بآن تعلق گرفته است . با اين ملاحظات كه از آيات قرآنى استفاده كرديم ، آيات آخر سورهء تكوير چنين تفسير مى شود : « اين قرآن مگر وسيلهء ذكر براى عالميان ، براى كسى از شما كه مى خواهد در راه مستقيم دين حركت كند .
و اين خواستن شما بر مبناى مشيت خداوندى است ، يعنى مشيت الهى اين قانون را مقرر