ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤١ - موضوع جامعه شناسى
انسان هم كه يك موضوع كلَّى و بسيار دامنه دار است ، داراى تعيّنها و نمودها و خواص گوناگونى ميباشد كه بررسى همهء آنها در يك علم امكان ناپذير است . لذا ضرورت علمى مجبور كرده است كه موضوع كلى مزبور به موضوعات جزئى و معين تقسيم شده ، براى هر يك از آنها علم معينى به فعاليت بپردازد ، مانند : روانشناسى ، اقتصاد ، اخلاق ، مذهب ، حقوق ، تاريخ ، نژاد شناسى ، جغرافياى انسانى ، ادبيات ، هنر ، زبانشناسى ، تشريح ، پزشكى ، روانكاوى ، روانپزشكى ، علم جمعيت . . . كه هر يك از اين موضوعات نيز به جهت تنوع چهره هايى كه دارد ، موجب بوجود آمدن رشتههاى متعددى از علم در بارهء همان موضوع گشته است .
پس از اين مقدمه ما مى توانيم تا حدّ زيادى به موضوع و تعريف جامعه شناسى نزديك شويم .
مى گوئيم : يكى از چهرههاى مخصوص و در عين حال بسيار با اهميت موضوع كلى انسان ، عبارت است از بوجود آوردن نمودها و پديدههاى گوناگون در حالت ارتباط جمعى . چنانكه تحرك و تفاعل اجزاء و عناصر جهان طبيعت نمودهايى را بوجود مياورد كه نمود فيزيكى گفته مى شود . تفاوتى كه علم فيزيك با جامعه شناسى دارد در اينست كه چون در جامعه شناسى پديدهها و اشكال و تنوعات حيات انسانها مطرح است و خطا در شناخت علل و عوامل آنها موجب ضررهاى جبران ناپذير و از دست رفتن امتيازات حيات مى گردد ، لذا جامعه شناسى بدون شناخت علل و عوامل امور مربوطه ناقص است ، در صورتى كه تفكيك ميان شناخت نمودهاى فيزيكى و علل آنها اگر هم علم مزبور را محدود و ناقص نمايد فى ذاته موجب از دست رفتن امتيازات و ورود ضرر بر حيات انسانها نمى باشد .
پس موضوع جامعه شناسى عبارت است از آن نمودها و پديدههاى گوناگونى كه