ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥ - اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
خودكامگىهاى سخت افراطى سقوط كند ، باز نفهمد كه اين سقوط از كجا سرچشمه مى گيرد در جملات مورد تفسير ، بيان « درد و درمان » اساسى بشر چنان صريح و محكم و قابل فهم و استناد آمده است كه بعد از كتب آسمانى الهى ، در هيچ كتابى نيامده و از مغز هيچ متفكرى غير از انبياى عظام عليهم السلام خطور نكرده است ، باضافهء اين كه جملات فوق را امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام فرموده است ، كه همان گونه كه سخن را با آگاهى يقينى مى گويد و همهء سطوح مغز و قلبش با آن آگاهى هماهنگ ميباشد ، ايمان و عملش در همهء لحظات عمر بر همان مبنا است كه زبان مباركش آن را ابراز نموده است ، و اين غير از ذوقپردازىهاى ادبى برخى از اشخاص است كه مفاهيم و قضايايى را ناآگاهانه [ و يا آگاهانه امّا براى اشباع حسّ خودنمائى در جامعه ، ] در ذهن خود مى سازد و تحويل مغزهاى ساده لوحان مى دهد بهر حال ، بايد با كمال صراحت بهمهء انسانها بگوييم : كه اين سخن را كه از يك فرد بنام على بن ابي طالب عليه السلام مى شنويد ، شخصيت و فرديت خاص او نبوده است كه او را به چنين گفتارى وادار كرده است . او بعنوان يك واسطهء امين و پاك و منزّه از هر گونه آلودگىها و موفق به شناخت انسان و دنيا و ارزشهاى آن دو ، بوده است كه چنين گفتار سازندهء جاودانى بشريت را ابراز فرموده است . اى فرزند ابي طالب ، سلام خدا بر تو باد اى انسان بزرگ ، كه گفتار و زندگى تو فروغ اميد بر دلهاى آدميان تابانيده و يأس و بدبينى را از مغز مردم هشيار و پريشان برطرف مى نمايى . اى بزرگ از بزرگان ، سخنان تو خود گوياى آنست كه صفا و لطافت روحى تو در حديست كه توانسته است مانند يك جويبار و وسيلهء انتقال آبحيات معارف الهى بر كشتزار مغز و قلب انسانها باشد . اى بزرگترين انسانشناس بعد از پيامبر < شعر > گر نبودى خلق محجوب و كثيف گر نبودى حلقها تنگ و ضعيف < / شعر >