ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - اگر در چسبيدن به دنيا و آرمانهاى آن ، با دنيا پرستان خودكامه شركت كنيد ، محبوب و امين آنان خواهيد بود
و با توجه به علل اصلى انواع زندگى اجتماعى و بيماريها و سلامتهاى آنها ، از يك جامعه شناسى صحيح برخوردار شويم . شايد اگر ادّعاهاى پر طمطراق در بارهء دست يافتن باين علم بسيار با اهميت ( جامعه شناسى ) نبود ، مغزهاى متفكرى پيدا مى شدند و اين علم را بر مبناى تحقيق در علل و معلولات و اصول و مبانى يقينى به وضعيتى قابل قبول مى رساندند ، ولى چه بايد كرد حماسه سرايىها و ادّعاهاى بىاساس فراوان كه در بارهء دست يافتن باين علم براه انداختهاند ، انسانهاى متفكر و با خلوص را [ كه اگر براى تحقيق در اين علم وارد مى شدند ، حقائق و واقعيات فراوانى را براى عرصهء معارف بشرى عرضه مى كردند ] از ورود به تحقيقات عالمانه به اين علم جلوگيرى كردهاند آرى ، در طول تاريخ ما گفتههاى بسيار فراوانى وجود دارد كه موجب پوشيده شدن حقائق شده است :
< شعر > حرف گفتن بستن آن روزن است عين اظهار سخن پوشيدن است < / شعر > اى عاشق شهرت ، و اى خودپرست خودنما ، چرا معطلى جرا ايستاده اى .
< شعر > بلبلانه نعره زن بر روى گل تا كنى مشغولشان از بوى گل تا به قل مشغول گردد گذشتشان سوى روى گل نپرد هوششان < / شعر > معطل مباش . براى عالم بشريت مرحمت فرما : با ادّعاها و اصطلاحات فريبا ، ولى بىاصل و اساس ، جامعه شناسى براه بينداز و مگذار مردم حقيقتجو و مغزهاى متفكر مستقيما بسراغ خود جوامع و شناخت آنها بروند . اى خداى هستى آفرين ، داد مردم ساده لوح را از آن شطرنج بازان كلمات بگير كه با كمال مهارت تاكنون توانستهاند مغزهاى آن ساده لوحان را مات كنند و نام خود را چند صباحى بر جرايد و نوشتههاى جوامع ثبت كنند .
ما براى بدست آوردن امكان تحليل و تفسير جامعه هايى كه از نظر حيات مادى و معنوى زير امواج ضدّ و نقيض پوشيده شدهاند ، مانند جامعه اى كه امير المؤمنين عليه السلام در دوران خود در آن حكومت مى كردند ، مطالبى را [ بدون تعارف معمول ]