ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - مطلب دوم
است كه مى گويد : « من هدف و ديگران وسيله » و اين يك امر كاملا طبيعى است كه اگر اين اشخاص با هر انسان ديگر روياروى شوند كه او نيز مانند آنان معتقد به هدف بودن خويش است و همه چيز را براى خود مى خواهد ، اگر تضاد و پيكار ظاهرى هم ما بين آنان به وجود نيايد ، كينه توزيها بيكديگر ، درون آنان را اشغال خواهد نمود . اين جريان وقيح و جدا كنندهء انسان از برادرش انسان ، يك امر كاملا طبيعى و ساده است . زيرا هر آن گاه كه دو يا چند من با اعتقاد به هدف بودن خود روياروى هم قرار گرفتند جز تنفر و انزجار از همديگر نتيجه اى نخواهند گرفت . در اينجا بسيار مناسب است بيك نكتهء بسيار با اهميت اشاره كنيم و آن اين است كه علت خصومت و كينه توزى ما بين منهاى خود هدفى ، تنها تزاحم و تضاد بر سر مقام و مال دنيا و مطرح شدن در جامعه نيست ، بلكه اين علت تندتر و تلختر نيز وجود دارد كه هر يك از آن منها مى داند كه « من مقابل » او داراى چه بيمارى كثيف و متعفن و مهلك خود و ديگران ميباشد .
مطلب دوم - سخنان و ديگر نمودهاى ظاهرى زندگى شما كه در موقع رويارويى ، خودتان را با آنها معرفى مى كنيد محبت به آرمانها است ولى در بارهء كسب مال و ثروت با يكديگر خصومت مى ورزيد عبارت كلَّى اين درد زندگى اجتماعى ، چنين است : واى بحال - « جامعه اى كه مردم آن با عقائد آرمانى بسيار عالى سخن مى گويند ، ولى كردارشان جز خواستههاى آنان چيز ديگرى نيست » حقيقتا واى بحال جامعه اى كه اگر مردم آن جامعه بخواهند سخن بگويند و يا چيزى بنويسد ، چنان داد سخن در حقائق عاليه و اصول انسانى و شايستگىها و بايستگىهاى حيات فردى و اجتماعى مى دهند كه اگر شنونده يا بينندهء اثر قلمى آنان ، زبان آنها را بفهمد ولى اطَّلاعى از كردارهاى عينى آنان نداشته باشد ، با خود خواهد گفت : اين جامعه