ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - آيا براى جامعه شناسى قوانينى وجود دارد
گرديدن مفروض آشنا شويم ، اگر سيبى را جويديدم و خاصيّت خرد شدن و طعم آن را شناختيم ، مى توانيم خاصيت و طعم مزبور را به موضوع كلى ( سيب ) نسبت بدهيم . و اگر حقيقتى كه در مجراى گرديدن قرار مى گيرد ، منحصر در همان حقيقت تحول يافته باشد ، نمى توان شناخت آن حقيقت را بعنوان شناخت نوع تلقى نمود .
آيا براى جامعه شناسى قوانينى وجود دارد از نظر فلسفى در بارهء جامعه شناسى ، اين مسئله با اهميت مطرح شده است كه « آيا براى جامعه شناسى قوانينى وجود دارد » كه با كشف و درك آن قوانين مى توان معرفتى در بارهء اين جامعه يا آن جامعه بدست آورد بعضى از متفكران مانند ژاك لكلرك و نويسندگان ديگر گمان كردهاند : اين مسئله مبتنى بر يك مسئله مشهور ديگر بنام « جبر و اختيار » ميباشد . يعنى اگر اعتقاد كنيم كه انسانها در كارهاى خود اختيار دارند ، نمى توانيم براى جامعه شناسى قوانينى را در نظر بگيريم و اگر بگوييم انسانها در كارها مجبورند ، در حقيقت استناد كار انسانى را به قانون پذيرفتهايم . براى توضيح بيشتر عباراتى را از آقاى دكتر جمشيد مرتضوى در اينجا نقل مى كنيم و ضمنا در پاورقى همين عبارات ، نويسندهء محترم تذكر داده است كه در مبانى و اصولى كه در اين فصل ، بحث بر اساس آنها جريان دارد ، مقتبس است از عقايد ژاك لكلرك در تأليف ارزنده اش « مقدمه اى بر سوسيولوژى » : « در سر آغاز اين مبحث ، مسئله ايكه بنظر مى رسد و اكثريت قاطعى از صاحب نظران نيز چنان انديشيدهاند اينست كه اگر ما معتقد باشيم كه اعمال و رفتار انسانى داراى جنبهء اختيارى است ، مطلقا بايد وجود قوانينى به نام قوانين اجتماعى را نفى كنيم . به عبارت