ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٩ - ١ - معناى اين كه انسان اختيار دارد
جامعه شناسى را بر روى قوانين علمى مبتنى بسازيم ، بايستى به « جبر علَّيت و يا جبر علمى » در رفتار و شئون انسانى معتقد باشيم تا پديدههاى اجتماعى را هم بتوانيم به قوانين علمى كه قانون عليت جامع همهء آنهاست مستند نماييم . بنظر مى رسد نوعى از سطحىنگرى در اين مسئلهء با اهميت پيش آمده و دقت كارى لازم در آن صورت نگرفته است . ما تحليل لازم را در اين مسئله بوسيلهء توضيح چند مطلب متذكر مى شويم :
١ - معناى اين كه انسان اختيار دارد با اين كه در بعضى از مباحث گذشته اين بحث را مطرح نمودهايم ، بجهت اهميتى كه دارد و بجهت بعضى تفاوتها در اينجا بار ديگر مطرح مى نماييم با يك تتبع مختصر مى توان به بيش از ده تعريف در بارهء پديدهء اختيار از فلاسفه و روانشناسان دسترسى پيدا كرد ، ما بنقل آن تعريفات در اين مبحث نمى پردازيم ، تنها تعريفى را متذكر مى شويم كه اگر فلاسفه و روانشناسان موضعگيرىهاى مخصوص بخود را كنار بگذارند ، مى توانند اتفاق نظرى در شناخت پديدهء اختيار با ما داشته باشند . تعريف اختيار چنين است : « سلطه و نظارت شخصيت به دو قطب مثبت و منفى كار » هر اندازه كه سلطه و نظارت شخصيت بر دو قطب مزبور كاملتر و همه جانبه تر بوده باشد ، كار مفروض از اختيار آدمى بيشتر برخوردار است و از همين تعريف ما مى توانيم با تعريف جبر نيز آشنايى داشته باشيم ، باين معنى هر اندازه كه در كار صادر شده از سلطه و نظارت شخصيت كاسته شود ، بهمان اندازه كار داراى انگيزهء جبرى ميباشد . اين كاهش در آن هنگام كه بحدّ اكثر مى رسد و سلطه و نظارت شخصيت به حدّ صفر تقليل مى يابد كار صادر شده جبرى خالص ميباشد . از اين دو تعريف ضمنا بيك مسئله بسيار مهم ديگر مى رسيم كه غالبا مورد غفلت بررسى كنندگان ميباشد . و آن مسئله امكان تركب كار از دو پديدهء جبر و اختيار ميباشد .
باين معنى كه شما ممكن است كارى را با جبر خالص شروع كنيد ، ولى در امتداد آن كار ،