ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - اگر كسى بخواهد وقاحت و وخامت ظلم را بفهمد به كينه و ستيزهء شديد امير المؤمنين عليه السلام در بارهء ظلم بنگرد
ظلم كردند و بيعت با من را شكستند و مردم را عليه من تحريك كردند و شوراندند خداوندا ، باز كن آنچه را كه بستندو محكم مفرما آنچه را كه برقرار نمودندو براى آنان در آنچه آرزو كردند و عمل نمودند ، بدى و ناگوارى ارائه فرمامن پيش از جنگ از آن دو عهد شكن خواستم برگردند و حق را بپذيرند ، و پيش از بروز پيكار تحمل نمودم [ باشد كه از راه منحرف برگردند ] ولى قدر اين نعمت الهى را ندانستند و عافيت را [ كه به سراغشان آمده بود ] برگرداندند تفسير عمومى خطبهء صد و سى و هفتم
تفسير عمومى خطبهء صد و سى و هفتم ٢ ، ٧ - و اللَّه ما انكروا علىّ منكرا و لا جعلوا بينى و بينهم نصفا ، و إنّهم ليطلبون حقّا هم تركوه ، و دما هم سفكوه . فإن كنت شريكهم فيه فأنّ لهم نصيبهم منه ، و إن كانوا ولوه دونى فما الطَّلبة إلَّا قبلهم ، و إنّ أوّل عدلهم للحكم على أنفسهم ( سوگند بخدا ، آنان منكرى ( امر ناشايستى ) نتوانستهاند به من نسبت بدهند . آنان ما بين من و خودشان انصاف نكردند و آنان حقى را طلب مى كنند كه خود آن را رها كردهاند و خونى را مطالبه مى نمايند كه خود آن را ريختهاند . اگر من در كارى كه كردهاند ، با آنان شريك بودهام ، پس آنان نيز در همان كار سهمى دارند . و اگر آنان خود به تنهايى آن كار را مرتكب شدهاند ، قرار گرفتن تحت تعقيب و مطالبه بجز آنان هيچ احدى را نشايد .
آن نابكاران هيچ جرمى از من نديدهاند ، حقى را مى خواهند كه خود آن را رها كرده اند
آن نابكاران هيچ جرمى از من نديدهاند ، حقى را مى خواهند كه خود آن را رها كرده اند اين هم يكى از نابخردىهاى نوع بشر كه همان گونه كه با كمال وقاحت مجرم را تبرئه مى كند و چه بسا جايزه و پاداشى هم به او مى دهد انسانهاى مبّرا و بيگناه را هم مجرم