ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٢ - ٥ ظلم روانى يا روحى
ج - عوامل و انگيزههاى بيمارى چند شخصيتى كه از افراد بشرى به درون همنوعان خود وارد مى گردد ، آيا قابل شمارش است د - در ايجاد وحشتهاى روانى ناشى از نفوذ تخيلات و توهمات در مغز انسانها ، خود افراد بشرى چقدر تاثير داشته و دارد ه - در اشاعهء دو نوع بيمارى مربوط به شخصيت ( خود بزرگ بينى و خود كوچك بينى يعنى احساس حقارت ) تا چه اندازه خود انسانها دست به كار هستند و - آيا مى توانيد حدس بزنيد كه در ايجاد ضعف شخصيت در انسانها ، همنوعان آنان چه مقدار و با چه كيفيتى سهيم هستند آيا مى توانيد اين نوع ظلم را مورد بررسى قرار داده و راه از بين بردن آن را [ كه قطعا وجود دارد ] به وسيلهء تعليم و تربيتهاى سازنده به جوامع انسانى هموار كنيد . اگر همهء انواع ظلم را كه در اين مبحث مطرح نموديم ، مورد دقت و بررسى قرار بدهيم و سپس تاريخ حيات بشرى را مطالعه نمائيم ، باين نتيجه خواهيم رسيد كه بشريت در هيچ برهه اى از تاريخ نتوانسته است ننگ انواع ستمكارى را در عرصهء حيات خود ، نابود كند ، تا آنجا كه شاعرى توانا مى گويد :
< شعر > ألظَّلم من شيم النّفوس فأن تجد ذاعفّة فلعلَّة لا يظلم < / شعر > ( ظلم از اخلاق ريشه دار نفوس انسانى است ، پس اگر پاكدامنى پيدا كردى [ كه ظلم نمى كند ] حتما علتى موجب شده است كه دست از ستمگرى برداشته است . ) انواع ظلمهاى پنجگانه حد و مرز معينى ندارد
انواع ظلمهاى پنجگانه حد و مرز معينى ندارد اين كه مى گوئيم انواع ظلمهاى پنجگانه حد و مرزى ندارند ، دو معنى دارد :
معناى يكم
معناى يكم - انواع ظلمهاى پنجگانه اى كه در اين مبحث مطرح نموديم ، در حقيقت اصول اساسى تعدى و ستم است ، و الَّا اگر بخواهيم همهء اقسام آن را براى بررسى طرح