ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - با اين حال شناخت مردم جامعه در بارهء شخصيت الهى پيامبر اكرم و عظمت اسلام مختلف بود
حيات پيامبر اكرم آن قدر به آن حضرت دروغ بستند كه روزى برخاست و در حالى كه خطبه اى مى خواند ، فرمود : « من كذب علىّ متعمّدا فليتبوّء مقعده من النّار » ( هر كس از روى عمد به من دروغى ببندد نشيمن او در آتش خواهد بود ) سپس امير المؤمنين عليه السلام فرمود : كسى كه حديثى براى تو مى آورد ( نقل مى كند ) خالى از چهار قسم راوى نيست و براى آنان قسم پنجم وجود ندارد .
١ . منافقان - مردى است منافق اظهار ايمان مى كند و ظاهر خود را با اسلام ساختگى آراسته است ، نه از ارتكاب گناه مى ترسد و نه خود را براى مراعات صدق و خلوص در تنگناى مى بيند ، به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله از روى تعمد دروغ مى بندد ، اگر مردم بدانند كه او منافق است ، خبرى كه آورده است نمى پذيرند و سخن او را تصديق نمى كنند ، ولى مردم مى گويند : او ( آن منافق ) از اصحاب رسول اللَّه ( ص ) است ، او را ديده و خبر را از او شنيده و از وى اخذ كرده و پذيرفته است و بر اين مبنا سخن او را قبول مى كنند ، در حالى كه خداوند سبحان در بارهء واقعيت منافقان تو را آگاه ساخته و با آنچه كه لازم بود آنان را براى تو توصيف فرموده است . سپس اين نابكاران پس از پيامبر ماندند و خود را به سردمداران ضلالت و دعوت كنندگان به آتش ، بوسيلهء زور و بهتان گفتن نزديك ساختند . آن پيشتازان ضلالت بآن منافقان منصبها دادند و آنان را بر گردنهاى مردم حاكم و مسلط نمودند و بوسيلهء آنان به خوردن دنيا پرداختند . و جز اين نيست ، مردم همواره با سلاطين و دنيا [ دنياداران ] دمسازند . مگر كسى را كه خدا او را حفظ كند . اين است يكى از اقسام چهار گانه .
٢ . خطا كاران غير عمدى - و مردى است كه چيزى از پيامبر شنيده و آن را بطور صحيح حفظ نكرده ، پس از روى توهم ، در آن مسموع تغييرى وارد كرده است ، ولى از روى تعمد دروغى را بر پيامبر نبسته است . آن حديث در دست او است ، آن را روايت نموده