ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - ترجمهء خطبهء صد و سى و دوم
ترجمهء خطبهء صد و سى و دوم از خطبهء آن حضرت است در اين خطبه مردم را موعظه فرموده و آنان را در دنيا به پارسايى دعوت مى فرمايد سپاس مر خداى را بر آنچه كه از بندگانش مى گيرد و بر آنچه كه بآنان مى دهدو سپاس مر خداى را بر آن خيرات كه به بندگانش عطا مى فرمايد و بر آن آزمايشهاى سخت كه بندگان را به آنها مبتلا مى سازد .
داناست بهر امر پنهانو حضور و احاطه دارد بر هر راز نهانىعالم بهر چيزى است كه سينهها مخفى مى دارد و چشمها به آن خائنانه [ مخفيانه ] مى نگردو شهادت مى دهيم باين كه خدايى غير از او نيستو اين كه محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم برگزيده و فرستادهء اوستشهادتى كه درون آدمى در آن موافق آشكار باشد و قلبش مطابق زبان پند مردم از اين خطبه است : بخدا سوگند كه حقيقى است جدّى نه بازىو حق است نه دروغو نيست اين حقيقت مگر مرگ كه ندا كنندهء آن ، نداى خود را بر همه شنوانده و رانندهء آن را كه سرود حركت مى خواند به شتاب انداخته استانبوه مردم كه پيرامون ترا بگيرند ، فريبت ندهددر حالى كه مردم پيش از خود را ديده اى كه مال و منال دنيا اندوخت و از كم شدن آن ترسيد ، و بجهت آرزوى دراز و بعيد شمردن مرگ - از عواقب امور خود را در امن ديد ، چگونه مرگ بر او فرود آمد و او را از وطنش برگرفتو از جايگاه امنش بركنار نمود . و او را در تابوت مرگ برداشتند و مردها در حالى كه جنازهء او رابر دوشهاى خود حمل مى نمودند و با انگشتانشان تابوت را