ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - ارزش شناسائى محض بدون عمل مساوى است با ارزش عمل محض بدون علم
را در بارهء انسان بما توضيح مى دهد ، ولى هيچ يك از اين دگرگونىها كه ما در بارهء انسان وارد كرديم ، نمى تواند همهء چهرههاى انسانى را كه دلايلى براى انعطافهاى نامحدودش نشان مى دهد ، توضيح بدهد . شايد اين مطلب را بتوانيم در همهء اجزاى هستى بپذيريم ، باين معنى كه دگرگونىهاى طبيعى يا اختيارى كه در بارهء موضوعات جهان عينى صورت مى گيرد ، نمى تواند همهء خاصيتهاى علتپذيرى ( كوزال كاراكتريستيك ) آنها را توضيح بدهد ، بلكه مى توان در هر جزئى از طبيعت با فرض رابطه با ساير اجزاء هستى چهرهء مخصوصى را سراغ گرفت .
ارزش شناسائى محض بدون عمل مساوى است با ارزش عمل محض بدون علم با اين كه افراد بشرى مخصوصا هشياران همه جانبه نگر ، با نظر بهمه گونه تجربيات و مشاهدات و قوانين مى دانند كه شناسايى محض و بىعمل از نظر ارزش و تأثير در متن حيات انسانى ، درست مانند عمل بىشناسايى است ، با اين حال باز بندرت اتفاق مى افتد كه اين تساوى مورد اعتقاد در همهء قلمروهاى معرفتى و گرديدنها بوده باشد ، غالبا چنين است كه يا معرفت محض افكار را بخود جلب ميكند ، يا عمل و گرديدن محض . اگر ما اين سؤال را بهمهء آن افكار بشرى كه در متن انسان شناسى قدم برميدارند مطرح كنيم و بگوييم : آيا براى معرفت و عمل و گرديدن ، هدفى بالاتر از آن دو وجود دارد ، يا آنچه كه واقعيت منحصر دارد اينست كه انسان بداند و بس ، يا به گردد و عمل كند و بس بدون ترديد پاسخ اين سؤال را باتفاق نظر چنين خواهند گفت كه : اين ماهيت حيات كمالجوى آدمى است كه مى خواهد معرفتى بدست بياورد و هم آن است كه مى بيند بايد عمل كند و در مجراى گرديدن قرار بگيرد . مقصود ما از « حيات كمالجوى » كمال بمعناى ايده آل اعلا و يا فضيلتهاى معنوى خالص نيست ، بلكه منظور ما جوشش حيات براى گستردن ابعاد و رفع احتياجات در مجراى گسترش ابعاد است كه احساس ميكند . بنا بر اين پاسخ