ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - مطلب يكم
< شعر > نطق آب و نطق خاك و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل فلسفى كاو منكر حنّانه است از حواس انبياء بيگانه است < / شعر > مطلب چهارم
مطلب چهارم - بنظر مى رسد كه احتمال تسبيح و سجده و قنوت بمفهوم خاص آنها كه از مقولهء ذكر و حركات خاص است [ غير از تسليم شدن همهء آنها به قوانين حاكمه بر آنها ] قوىتر از همهء احتمالات است . امّا مقولهء ذكر ، آيهء ٢٠ و ٢١ از سورهء فصلت چنين است : ( حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ . وَقالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا الله الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) . هنگامى كه ( آن تبهكاران ) وارد آتش مى شوند . گوش و چشمان و پوستهاى آنان به آن چه كه عمل مى كردند ، شهادت دادند ، آنان به پوستهاى خود گفتند : چرا به ضرر ما شهادت داديد ، آنها مى گويند : آن خداوندى كه همهء كائنات را به گفتار آورده است ، ما را به سخن گفتن وادار فرمود و آن خدا است كه شما را در اولين دفعه به وجود آورد و بسوى او برمى گرديد . ) امير المؤمنين عليه السلام در آخر جملات مورد تفسير مى فرمايد : و آتت أكلها بكلماته الثّمار اليانعة ( و ميوههاى رسيده با مشيتها و اوامر الهى آمادهء خورده شدن گشتند . ) براى توضيح اين مطلب ، مجبوريم يك بررسى در بارهء معناى قانون كه عبارتست از يك قضيهء كلى كه از جريان نظم در كائنات انتزاع مى گردد .
آيا وجود قوانين كلى در علوم و فلسفهها كه از وجود ثابتها كشف مى كند ، مى تواند آنها را از نظاره و سلطهء دائمى الهى بىنياز نمايد
آيا وجود قوانين كلى در علوم و فلسفهها كه از وجود ثابتها كشف مى كند ، مى تواند آنها را از نظاره و سلطهء دائمى الهى بىنياز نمايد اين يك مسئلهء بسيار با اهميتى است كه بدين مشكل كه براى بررسى مطرح نموديم ، كمتر مورد بحث و تحقيق قرار مى گيرد ، البته يك عدّهء مسائلى كه مسئله مزبور مى تواند به آنها