ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - مطلب سوم
را ديد ، آنان را با كمى افراد و با ناچيزى وسائل و تجهيزات بر همهء دشمنان پيروز ساخت . نكتهء ديگرى كه در اينجا بايد در نظر گرفت ، اينست كه نظر امير المؤمنين عليه السلام در اين مشورت با كمال روشنايى اثبات مى كند كه او مسائل سياسى جامعه و چگونگى مديريت آن را در حدّ اعلا مى دانست ، همان گونه كه خود آن بزرگوار هم در مواردى آن را تذكر داده است . و اين كه بعضى از ناآگاهان يا غرض ورزان مى گفتند : على بن ابي طالب عليه السلام سياستمدار نبوده است ، افتراء به آن حضرت و خيانت بر تاريخ نمودهاند . آرى همان گونه كه بارها گفتهايم : امير المؤمنين از همهء انواع سياست اطلاع ولى آن نوع روش سياسى كه تجويز مى كند همهء حقائق مذهبى و اخلاقى و اصول انسانى براى وصول به قدرت ، زير پا گذاشته شود ، نه تنها آن بزرگوار مرتكب آن سياست نمى گشت ، بلكه آن را مفسد بشر و بشريت دانسته و براى ريشه كن كردن آن ، مبارزهها فرموده است . در اينجا مطلبى را متذكر مى شويم كه از نظر كلامى با اهميت ميباشد : - ابن سينا در بحث خلافت مى گويد : « اصل اساسى در زمامدارى برترى در تعقل و حسن مديريت است . پس هر كس كه در ديگر صفات ممتاز متوسط باشد و در دو صفت مزبور مقدم بر ديگران بوده و از آن صفات ممتاز بكلى بيگانه نباشد و به اضداد آن صفات متصف نباشد او شايسته تر است براى خلافت از كسانى كه در صفات ممتاز غير از دو صفت فوق ( تعقل و حسن مديريت ) بر او تقدم داشته باشند پس لازم است كه اعلم آنان با اعقل آنان شركت نموده و او را يارى نمايد و لازم است اعقل آنان كمك و يارى اعلم را بپذيرد و به او رجوع كند . همان گونه كه عمر و على انجام دادند . » [١] مورد مشورت عمر با على عليه السلام يك مسئلهء سياسى بود و نظرى كه آن حضرت اظهار فرمودند ، نيز
[١] الشفاء ابن سينا - المقالة العاشرة الفصل الخامس ص ٤٥٢ طبعة القاهرة - مصر .