ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - مطلب يكم
و با يك مگس به پرواز در آيد قضيهء پنجم - بدانجهت كه در هر جريانى منظم و مكرر و مستمر ، ثابتى بايد وجود داشته باشد ، ممكن است چنين گمان برود كه پس نيازى به نظاره و سلطه و مشيت جاريهء خداوندى بر همهء آن جريانات وجود ندارد . و اين همان پندار بىاساس است كه مغز برخى از اشخاص را بخود مشغول داشته است كه خداوند سبحان علت محدثه ( بوجود آورندهء موجودات ) عالم هستى است نه علت مبقيهء آنها ، يعنى آن موجودات در بقاء و استمرار خود نيازى به خدا ندارند . پاسخ اين قضيهء پنجم را كه منجر به توهم مزبور گشته است ، در قضيهء ششم كه مقصود اصلى ما از بيان قضاياى فوق است در قضيهء ششم مطرح مى نماييم : قضيهء ششم - بدانجهت كه همهء جريانات و موجودات از هر قسم كه باشد در جهان عينى حتى براى دو لحظه پايدارى ندارد ، يعنى - < شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسّد شاخ آتش را بجنبانى به ساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى مدت از تيزى صنع مى نمايد سرعت انگيزى صنع < / شعر > بنا بر اين ، ثابتهايى را كه منشأ انتزاع قوانين علمى است نمى توان از جهان طبيعت كه عرصهء جزئيات در حال حركت و تحول و دگرگونى است جستجو كرد ، زيرا فرض ثابت در متغير ، فرضى متناقض است كه وقوع تناقض را در جهان خبر مى دهد بنا بر اين ، هيچ راهى براى توضيح و تفسير ارتباط ثابت و متغير نيست ، جز اين كه بگوييم : در عالم عينى هيچ حقيقتى ثابت وجود ندارد و ثابت نحوهء اراده و مشيت الهى در بارهء جريان منظم و مستمر كائنات است كه بايد براى حصول پديده هايى معين ، شرايطى معين