ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - اگر كسى بخواهد وقاحت و وخامت ظلم را بفهمد به كينه و ستيزهء شديد امير المؤمنين عليه السلام در بارهء ظلم بنگرد
حضرّميه - يعنى طلحه - من چند بهار [١] طلا به او دادهام و او مردم را به ريختن خون من تحريك و تشويق مى كند خدايا ، طلحه را از آن مال بهره مند مساز و عواقب ظلم او را به او نصيب فرما . و كسانى كه تصنيفى در حادثهء يوم الدار ( روز محاصره و قتل عثمان در خانه اش ) نمودهاند ، روايت كردهاند كه در آن روز كه عثمان كشته شد ، طلحه روى خود را با پارچه اى پوشانده بود كه از چشمان مردم پوشيده باشد ، او به خانهء عثمان تيراندازى مى كرد . و نيز روايت شده است : وقتى كه مردم از ورود به خانهء عثمان جلوگيرى شدند ، طلحه آنان را به خانهء بعضى از انصار برد و آنان را به پشت بام آن خانه رساند و از آن پشت بام به خانه عثمان سنگر گرفتند و او را كشتند . و نيز روايت كردهاند كه : زبير مى گفت : بكشيد عثمان را او دين شما را تغيير داده است . باو گفتند : پسرت در در خانهء عثمان از وى حمايت مى كند زبير در پاسخ آنان گفت : از كشته شدن عثمان كراهتى ندارم اگر چه پيش از او پسرم كشته شود ، عثمان فردا لاشه ايست بر سر راه . مروان بن الحكم در جنگ جمل گفته است : سوگند بخدا ، نخواهم گذاشت : خون وابسته به من هدر برود ، و قطعا طلحه را به خونخواهى عثمان مى كشم ، زيرا او است كه عثمان را كشته است ، سپس تيرى به طرف او انداخت كه به طرف ران او اصابت كرد و بجهت خونريزى از آن زخم مرد . [٢] ابن ابى الحديد مى گويد : « امّا نفرينى كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء آن دو نفر فرمود ، اجابت شد . يعنى با سوء عاقبت از اين دنيا رخت بربستند » [٣] ابو محمد عبد الله بن مسلم
[١] بهار بار ، گفته شده است وزن آن سيصد رطل قبطى است - شرح ابن ابى الحديد ج ٩ ص ٣٥ پاورقى .
[٢] مأخذ مزبور ص ٣٦ .
[٣] مأخذ مزبور ص ٣٩ .