ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - مطلب يكم
< شعر > جمله اجزاء در تحريك در سكون ناطقان كانّا إليه راجعون ذكر و تسبيحات اجزاى نهان غلغلى افكنده اندر آسمان شاخ و برگ از جنس خاك آزاد شد سر برآورد و حريف باد شد برگها چون شاخ را بشكافتند تا به بالاى درخت ا شتافتند با زبان شطأه يشكر خدا تا درخت استغلظ آمد فاستوى جانهاى بسته اندر آب و گل چون رهند از آب و گلها شاد دل در هواى عشق حق رقصان شوند همچو قرص بدر بىنقصان شوند جسمشان در رقص و جانها خود مپرس و آن كه گردد جان از آنها خود مپرس عالم افسرده است و نام او جماد جامد افسرده بود اى اوستاد باش تا خورشيد حشر آيد عيان تا ببينى جنبش جسم جهان چون عصاى موسى اينجا مار شد عقل را از ساكنان اخبار شد چون عصا از دست موسى گشت مار جمله عالم را بدينسان مى شمار پارهء خاك ترا چون زنده ساخت جانها را جملگى بايد شناخت مرده زين سويند و ز ان سو زنده اند خامش اينجا و آن طرف گوينده اند چون از آن سوشان فرستد سوى ما آن عصا گردد سوى ما اژدها كوهها هم لحن داودى شود آهن اندر كف او مومى بود باد حمال سليمانى شود بحر با موسى سخندانى بود ماه با احمد ( ص ) اشارت بين شود نار ابراهيم را نسرين شود خاك قارون را چو مارى دركشد استن حنانه آيد در رشد < / شعر >