ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - ٣ وجود عنصر مخصوصى بنام مى خواهم در محور اساسى هر جامعه اى كه از انسانها تشكيل يافته است
دستبرد سه عامل مهم كه ذيلا بطور اختصار گفته مى شود ، در امان نخواهد بود : ١ . عامل قدرت انديشه و يا تمايل جزئى كه در خود سيستم جايگير است ، زيرا هيچ تشكَّلى نمى تواند همهء موجوديت انسانى را بآن اندازه در خود هضم نمايد كه بشكل يك جزء فيزيكى ناخود آگاه و بىاختيار محض در آيد . اگر چنين چيزى در تشكَّلهاى جمعى انسان امكان پذير بود ، تاريخ بشرى هيچگونه تحولى را جز در قلمرو سيستم تشكل يافته بخود نمى ديد . حتّى امروزه كه ، نيمهء دوم قرن بيستم است ، هيچ جامعه اى سراغ نداريم كه بتواند انسانها را در سيستمهاى متشكل خود آن چنان هضم نمايد كه براى هيچ فردى تمايل و انديشه اى در خلاف مسير و هدف و عوامل تشكل وجود نداشته باشد .
٢ . ارتباطات جوامع و ملل با يكديگر كه بدون ترديد سيستمهاى عالى هر جامعه اى را در معرض ورود انديشه و تمايل از جوامع ديگر قرار مى دهد ، وسايل ارتباطات ملل روز بروز دقيقتر و وسيعتر مى گردد ، و يا همين وسايل است كه هيچ تشكلى نمى تواند از ورود اطلاعات كم و بيش از ديگر جوامع جلوگيرى مطلق بعمل مياورد . بلى چگونگى زندگى اجتماعى را مى توان بصورتى مطلوب و منطقى قرار داد كه اطلَّاعات وارده از جوامع ديگر نتواند در اذهان اكثريت مردم انديشه و تمايل خاصى بوجود بياورد . امروزه در مغرب زمين ساختمانهاى با شكوه و مجلل ، نظم و انضباط در شئون زندگى ، امتيازات علمى و هنرى تجسم يافته بر در و ديوار جوامع غربى و سايه اى از پيروزىهاى گوناگون ، نه تنها مى تواند از بارور شدن انديشهها و تمايلات شخصى و مخالف جلوگيرى كند ، بلكه آن قدرت شگفتانگيز را هم بوجود آورده است كه انسانها را از بررسى خويشتن و خودشناسى و خوديابى جلوگيرى نمايد ، و بعلاوه اين دو ، كار ديگرى را هم