ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد
بوده است . با اين حال ، در طول گذرگاه تاريخ ، انسانهاى تكامل يافته اى را مى بينيم كه با كمال خلوص و صفا و با كمال اطلاع از دردهاى بشرى و از درمان آنها ، همهء موجوديت خود را وقف بهبود و اصلاح حال انسانها نموده و گذشت و فداكارىهاى فوق تصور در اين عرصهء مجاهدت از خود بروز دادهاند . باتفاق همهء تاريخ نويسان و تحليلگران تاريخ و صاحبنظران تشريح و تحقيق واقعيات صدر اسلام تا پايان حيات امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام ، اين شخصيت الهى در رديف اوّل آن انسانهاى كمال يافته بوده است ، بلكه با يك دقت نظر لازم و كافى ، باين نتيجه مى رسيم كه اولين شخصيت پس از پيامبر عظيم الشأن اسلام ، همين علىّ بن ابي طالب عليه السلام بوده است كه لحظه اى از فداكارى و روشنگرى انسانها و بيان دردها و درمان آنها و تكاپوى عملى در مسير ايجاد « حيات معقول » فروگذارى نكرده است . مخصوصا اگر اين حقيقت را در نظر بگيريم كه اين بزرگمرد تاريخ هيچ گونه توقع و طمع مادى و ارزشهاى اعتبارى از جامعه نداشته است . بعبارت ديگر بدون اين كه نيرو و سعادت خود را از جامعه بگيرد ، در راه سعادتمند ساختن جامعه نهايت تلاش را مبذول نموده است . حال ، دقت كنيد كه در جملات بالا چگونه از مردم استمداد مى كند و هدفش از اين استمداد چيست آن بزرگ بزرگان با كمال خلوص و صفا و باصطلاح از اعماق قلب با ايمانش ، از مردم كمك مى طلبد ، نه با كلمات فريبنده اى كه براى تثبيت موقعيت خود در جامعه سخن پردازى مى نمايد . حال ببينيم چه چيزى را مورد استمداد نموده است آيا از مردم مى خواهد او را براى تصدى مقام كمك كنند كه چند صباحى در اين دنيا از لذت جاه و مقام و قدرتمندى برخوردار گردد نه سوگند بخدا ، او همان انسان است كه بارها قولا و عملا اثبات فرمود كه طالب جاه و مقام نيست و تصريح فرمود كه ارزش زمامدارى براى او از ارزش بند يك كفش وصله خورده بالاتر نيست ، و هم اين