ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١ - من شما را براى قرار دادن در جاذبهء كمال الهى مى خواهم ، شما مرا براى اشباع هوى و هوسهاى خود مى خواهيد ) *
زيرا تاريخ طولانى بشرى شواهد بسيار فراوان به ما ارائه مى كند كه انبياء و اولياء و حكماء راستين و مصلحان بسيار فراوان بودهاند ، كه از نظر رشد و اعتلاى روحى در حدّ اعلا بودهاند ، ولى نتوانستهاند آن مردى را كه مديريت « حيات معقول » آنان را بعهده گرفته بودند ، آمادهء پروازهاى تكاملى نمايند .
امّا معناى اين كه من شما را براى خدا مى خواهم ، چنين است كه همهء تفكرات و هدفگيرىهاى و تكاپوى دائمى و گذشتهايى كه انجام مى دهم و همهء گفتارهاى من در بارهء شما مردم جامعه از روى احساس تكليف برين است ، همان گونه كه شخصيت رشد يافتهء يك انسان همهء فعاليتهاى مديريت خود را براى معتدل ساختن و اصلاح همهء اجزاء و قوا و سطوح موجوديت طبيعى خود را براى شركت در ايجاد و استمرار « حيات معقول » متمركز مى سازد . البته ما بين قوا و اجزاء و سطوح موجوديت طبيعى يك انسان در ارتباط با شخصيت سالم و رشد يافته از يك طرف و يك زمامدار داراى كمال شخصيت از طرف ديگر ، تفاوت مهمى وجود دارد و آن اينست كه اجزاء و قوا و سطوح موجوديت طبيعى يك انسان داراى هويت مستقل و هدف عليحده در برابر شخصيت و اهداف عاليهء آن در « حيات معقول » نيست ، در صورتى كه هر يك از افراد و گروههاى يك جامعه ، داراى هويت مستقل و عليحده و هدفگيرى مربوط به وجود خويشتن دارد ، نهايت امر ، آن شخصيت رشد يافته اى كه مديريت آنان را بعهده گرفته است ، آنان را مانند اجزاء و قواى خويشتن تلقى مى نمايد . اينست خواستهء يك زمامدار الهى از مردم قلمرو و حكومتش . امّا مردم ، مردم با اكثريت قريب به اتّفاق ، چيز ديگرى از زمامدار مى خواهند . آنان با كمال صراحت مى خواهند زمامدار همهء قدرتهاى طبيعى و قراردادى و همهء امتيازاتى را كه دارا است ، در راه آماده ساختن عوامل و وسائل هوى و هوس و شهوات و تمنيات و خواستههاى حيات طبيعى [ نه فقط