ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - امير المؤمنين عليه السلام در برابر آن جامعهء طوفانى و پر از ضد و نقيض كه اكثريت مردم آنرا غوطه وران در جهل و خودكامگى و سست عنصرى تشكيل مى دادند خود را نباخته بود
در مشكلات زندگى خود را پناهگاه مى دانند و در امور با اهميت به آراء و نظريات خود مراجعه مى كنند گويى هر يك از آنان ، پيشواى خويشتن است [ و در آراء و نظرات خودش ] به دلائل موثق و اسباب محكم استناد مى كند . « [ خطبهء ٨٨ ص ١٢١ ] اگر در جملات فوق بخوبى دقت كنيم ، همين جملات براى اثبات نابسامانىهاى فكرى و ايمانى و عملى آن جامعه كه على بن ابي طالب عليه السلام به مديريت آن وادار شده بود ، كفايت مى كند .
امير المؤمنين عليه السلام در برابر آن جامعهء طوفانى و پر از ضد و نقيض كه اكثريت مردم آنرا غوطه وران در جهل و خودكامگى و سست عنصرى تشكيل مى دادند خود را نباخته بود در چنان جامعه اى عوامل احساس ناراحتى و ناگوارى امير المؤمنين عليه السلام از حدّ گذشته بود . تأسف شديد و آههاى دردناكش تا اوج عالم هستى سر مى كشيد ، امّا على عليه السلام با نظر به ارتباط او با خدا و انبساط و ابتهاجى كه در موقع حضور در بارگاه الهى داشت ، نه تنها خود را نباخت و نه تنها زبان به گله و شكايت از قضا و قدر خداوندى نگشود و نه تنها خود را از هستى و خداوند هستى آفرين طلبكار نديد ، بلكه با كمال آرامش و يقين به مسيرى كه در آن حركت مى كرد ، به راه خود ادامه داد ، زيرا در آن هنگام كه روح انسانى از تطاول شاديها و اندوهها و لذائذ و آلام رها مى گردد ، چنين روحى نائل به جوار و رحمت الهى مى شود و در عالمى فوق امور مزبور زندگى مى كند .
او همان على ( ع ) بود كه بجهت نهايت اخلاص به مقام شامخ راز دانى و راز دارى توفيق يافته بود ، آدمى در آن مقام از دستبرد عوامل دگرگون كنندهء شخصيت گام فراتر مى گذارد و با قول ثابت [ ( يُثَبِّتُ الله الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي )