ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - مطلب سوم
مغيره با كلمهء « اى فرزند ملعون » خطاب فرمود ، براى اينست كه اخنس بن شريق از بزرگان منافقان بود و همهء علماء حديث او را جزء گروه « المولفة قلوبهم » ثبت كردهاند ( آن عده از منافقان كه در روز « فتح » با زبان اعتراف به اسلام نمودند نه با دلهايشان ) و خداوند در آيهء قرآنى آنان را « المولفة قلوبهم » فرموده است ، يعنى كسانى كه دلهاى آنان با عواطف و مراحم همزيستى در اسلام تاليف شده است . و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از غنائم جنگ حنين صد شتر به او داد تا قلبش را تأليف نمايد [ زيرا از بين بردن اين گونه اشخاص بصلاح مسلمانان نبود مانند ابو سفيان . ] و اخنس را فرزندى بود بنام ابو الحكم بن الاخنس ، امير المؤمنين در جنگ احد او را كه كافر بود كشته بود و اين ابو الحكم برادر همين مغيره بود . كينه اى در قلب مغيره در بارهء امير المؤمنين عليه السلام بود ، مربوط به همين قضيه است . و اين كه فرمود : « اى فرزند ابتر » يعنى بريده و كسى كه نسلش قطع شده باشد ، براى اينست كه كسى كه نسل بعدى او گمراه و خبيث بوده باشد ، او مانند ابتر بلكه بدتر از آن است . در بعضى از نسخ نهج البلاغه چنين است : « و لا أقام من أنت منهضه » « و بر پا نخواهد ايستاد كسى كه تو او را بر پاى بدارى » [١] . . . روايت شده است كه آن حضرت فرمود : « اگر عروة بن مسعود ثقفى نبود ، لعنت بر خاندان ثقيف مى كردم و حسن بصرى روايت كرده است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم سه خاندان را لعنت فرموده است ، دو خاندان از مكَّه ( بنو اميه و بنو المغيره ) و يك خاندان از طائف ( ثقيف ) را و در خبرى مشهور آمده است كه وقتى نام ثقيف برده شد ، پيامبر اكرم فرمود : قبيلهء بدى است ، از اين قبيله يك كذاب ( مختار ) [ در بارهء اين موضوع بايد تحقيق شود ] و يك هلاك كننده ( جلاد ) يعنى حجاج بن يوسف ثقفى بيرون مى آيد .
و بدان كه اين سخن امير المؤمنين
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ٨ ص ٣٠١ شرح خطبه ١٣٥ .