ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - همهء تلاش امير المؤمنين ( ع ) آن انسان كامل ، براى اصلاح انسانها و محو ظلم از ميان آنها بود
خير برآيند ] ولى من براى جرير وقتى را معين كردم كه اگر از آن وقت معين تاخير كند يا حليه گرى معاويه در او تأثير كرده است و يا معصيت كار است . نظر من اينست كه مقدارى صبر كنيم ، شما هم مقدارى تحمل داشته باشيد ، و با اين حال از آماده شدن براى جنگ اكراه ندارم ) بدانجهت كه همهء آرمان امير المؤمنين از صلح و جنگ و سرعت و كندى و صبر و شتابزدگى ، موفق ساختن مردم به خير و كمال و نزديك كردن آنان به صلاح بوده است . لذا او نمى توانست از اين هدف الهى منحرف شده ، منطق چنگيز و چنگيزيان را بكار بسته ، ملاك دستور به جنگ و صلح را سلطه گرى ددمنشانه اى قرار بدهد كه رسم هميشگى عاشقان تنازع در بقاء است . بهمين جهت است كه در شأن آن بزرگوار گفته مى شود : قتل علىّ فى محرابه لشدّة عدله ( على بن ابي طالب عليه السلام در محراب خود ، از شدت عدالتش شهيد گشت ) در خطبهء ٥٥ ص ٩١ چنين مى فرمايد : « امّا قولكم : أكلّ ذلك كراهيّة الموت فو اللَّه ، ما أبالى ، دخلت إلى الموت أو خرج الموت إلىّ . و أمّا قولكم شكَّا في أهل الشّام فو اللَّه ما دفعت الحرب يوما إلَّا و أنا أطمع أن تلحق بى طائفة فتهتدى بى و تعشو إلى ضوئى ، و ذلك أحبّ إلىّ من أن أقتلها على ضلالها و إن كانت تبوء بآثامها » ( امّا اين كه مى گوييد : من جنگ را بجهت ترس از مرگ بتأخير مى اندازم [ بخطا رفتهايد ] سوگند بخدا ، هيچ پروايى از آن ندارم كه من به سراغ مرگ بروم ، يا مرگ سراغ مرا بگيرد . و امّا اين كه مى گوييد : من در بارهء جنگ با شاميان ترديد دارم [ اين هم خطايى ديگر است كه مرتكب مى شويد ] سوگند بخدا ، من هيچ روزى جنگ را بتأخير نينداختهام مگر به اميد اين كه طائفه اى به من ملحق شوند و بوسيلهء روشنايى من قصد بينائى حق را نمايد . و اين هدايت و ارشاد براى من بهتر از آن است كه من آن طائفه را در حال غوطه خوردن در ظلالت بكشم . اگر چه در اين مدت گناهانى را مرتكب شود و به عهدهء خود