ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - اين دنيا براى انسان بينا پروازگاه است و براى نابينا فرودگاه
و آن را مقصد نهايى تلقى مى كند . آدم بينا از اين دنيا توشه برمى گيرد و نابينا توشه را براى همين دنيا مى اندوزد . ) اين دنيا براى انسان بينا پروازگاه است و براى نابينا فرودگاه انسانى كه از بينايى و خرد برخوردار است ، از واقعيات و امتيازات اين دنيا وسائلى براى پرواز به رشد و كمال خود اتخاذ مى كند و مطلوبترين و محبوبترين واقعيات دنيا را بهترين وسيله براى پرواز تلقى مى نمايد ، در حالى كه آدم كور حتى با ارزشترين امور دنيوى را براى خود آرمان و هدف قرار مى دهد . در اينجا است كه انسان طعم ابيات ذيل را مى چشد :
< شعر > گر دو عالم پر بود خورشيد و نور چون روى در ظلمتى مانند كور بىنصيب آيى از آن نور عظيم بسته روزن باشى از ماه كريم تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ جان كه اندر وصف گرگى ماند او چون ببيند روى يوسف را بگو لحن داودى به سنگ و كه رسيد گوش آن سنگين دلانش كم شنيد آن چنانكه گفت جالينوس راد از هواى اين جهان و از مراد راضيم كز من بماند نيم جان كه ز . . . استرى بينم جهان گربه مى بيند به گرد خود قطار مرغش آيس گشته بوده است از مطار يا عدم ديده است غير اين جهان در عدم ناديده او حشر عيان چون چنين كش مى كشد بيرون كرم مى گريزد او به پس سوى شكم لطف ، رويش سوى مصدر مى كند او مفر در پشت مادر مى كند < / شعر >