ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٤ - اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
كاربرد دقيق « استنتاج علمى » است . علم با كليات سر و كار دارد . كليات بر مصاديق تطبيق ميشوند ، امّا جز در مواردى كه بر واقعيت تكيه دارند ، تعيين كنندهء جريان تاريخ نيستند .
احتمالا جريانات تاريخى متفاوتى يافت ميشوند كه تابع قانون واحدى هستند . شايد چنانچه شناخت كافى از قوانين داشتيم در آن صورت مى توانستيم اين مطلب را درك كنيم كه ظهور آينده از گذشته بطور كامل مبتنى بر جزئيات فراهم آمده از گذشته است و نيز اين قوانين علمى است كه بر همهء نسلها تطبيق مى كند . متاسفانه دانش در بارهء قوانين علمى بطور اسفبارى ناقص و دانشمان در مورد واقعيات مربوط به گذشته و حال نيز به غايت اندك است . بنا بر اين ، با وجود تمامى دانش خويش ، هنوز از امور بسيارى بىخبريم ، از آن زمان دور كه بار ديگر تصادمى بين خورشيد و سياره اى در حال عبور به وقوع خواهد پيوست ، از آيندهء نزديكى بر كرهء خاكى از آيندهء بشر ، از مسير تاريخ در يك سال آينده ، از بسيارى از جزئيات زندگى فرداى خود و حتى از سقفى كه براى حيات و موجوديت خود ، تعيين شده است [١] در مورد ديگر مى گويد : « ما زندگى خود را به ابهام گذرانيده و شتابزده و كوركورانه سرگرم گروه هايى از اين تجربيات هستيم ، و همين راههاى زيستن را به ديگران نيز نسبت مى دهيم » [٢] ١٨ ، ٢١ - فالبصير منها شاخص ، و الأعمى إليها شاخص ، و البصير منها متزوّد و الأعمى لها متزوّد ( پس شخص بينا از آن برمى خيزد و حركت مى كند و نابينا بسوى آن حركت مى كند
[١] سرگذشت انديشهها تاليف آلفرد نورث و ايتهد ترجمهء آقاى دكتر عبد الرحيم گواهى با بررسى و نقد اين جانب ص ٢٣٩ .
[٢] همين مأخذ ص ٥٥ .