ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
آرى ، نابينايان به شناختى ناچيز از ظاهر حيات و شكل آن قناعت ورزيدهاند كه سراغ هر متفكر و مكتبى را مى گيرى كه اطَّلاع صحيحى در بارهء حقيقت و همهء سطوح و ابعاد آن بدهند ، سخنى كه براى شما مى گويند ، جز اين نيست كه - < شعر > ألَّذى حارت البرّية فيه حيوان مستحدث من جماد < / شعر > ابو العلاء معرى ( آنچه كه همهء مردم در آن حيران ماندهاند اينست كه چگونه حيات از جماد بيرون مى آيد ) ممكن است كسى بگويد كه : منظور ابو العلاى معرى دوباره زنده شدن مردگان كه جامد و پوسيدهاند ، در روز قيامت ميباشد . پاسخ اين اعتراض خيلى روشن است ، زيرا اگر حقيقت حيات و ابعاد آن ، از جنبهء شروع وجود و حركت آن در عالم هستى براى كسى روشن شود ، قطعى است كه معاد ( دوباره زنده شدن مردگان براى روز محشر ) براى همان شخص آشكار و بىنياز از اثبات خواهد بود باز ممكن است گفته شود : بيت فوق از يك شاعر و اديب نيرومند در ادبيات بيادگار مانده است و براى امروز با اين همه پيشرفت در علوم گوناگون فايده اى نمى بخشد . بسيار خوب ، اين هم آقاى آ . اى . اپارين برجسته ترين زيستشناس يكى از دو ابر قدرت دنيا ، از ايشان بپرسيد آيا شما واقعا فهميديد پديدهء حيات چيست اين مردم هم با كمال صراحت اين سخن را با شما در ميان خواهند گذاشت : « فقط از راه چنين برداشت تكاملى است كه امكان مى يابيم نه فقط بفهميم كه در بدن موجودات زنده چه رخ مى دهد و چرا رخ مى دهد ، بلكه همچنين خواهيم توانست به هفت ميليون چرائى پاسخ بدهيم كه براى شناخت واقعى جوهر حيات در برابر ما قرار مى گيرند » [١] شما
[١] حيات : طبيعت ، منشأ و تكامل آن تاليف آ . اى . اپارين ترجمهء آقاى هاشم بنى طرفى چاپ چهارم ص ١٨٣ .