ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - اگر كسى بخواهد وقاحت و وخامت ظلم را بفهمد به كينه و ستيزهء شديد امير المؤمنين عليه السلام در بارهء ظلم بنگرد
قلمداد مى كند و هيچ توجهى باين اصل ضرورى انسانى نمى كند كه مجرم را تبرئه كردن خيانت به قانون و پايمال كردن حقوق ديگران است ، همچنين با كمال وقاحت ، انسانى مبّرا و دست پاك ، و پيشانى سفيد و دل صاف و طاهر را مجرم و بدكردار معرفى مى نمايد - < شعر > مخوان آلوده دامن هر كسى را كه دامان تا به دامان فرق دارد < / شعر > منسوب به فروغى بسطامى < شعر > چون خدا خواهد كه پردهء كس درد ميلش اندر طعنهء پاكان برد < / شعر > مولوى چه بگوييم در بارهء آن نابخردان نابكار آيا واقعا آنان على ( ع ) را مى شناختند و به او تهمت مى زدند و او را در بارهء خون عثمان مجرم قلمداد مى كردند اگر اين احتمال صحيح باشد ، يعنى آنان مى دانستند كه على ( ع ) از پاى در آوردن حيات محقرترين جاندار را مخالف ناموس هستى و قانون الهى دانسته و محال بود كه چنان امر ناشايستى را مرتكب شود ، چگونه بخود اجازه مى دادند كه پاكترين دست چنين جان شناس را آلوده به خون عثمان معرفى نمايند و اگر آنان على ( ع ) را واقعا نمى شناختند . حدّاقل مى بايست يك حادثهء كوچك يا يك انسان معمولى را بعنوان شاهد براى شركت آن بزرگوار در قتل عثمان ارائه بدهند . اگر تاريخ را بطور لازم و كافى مورد بررسى و تحقيق قرار بدهيم ، خواهيم ديد : همين دو نفر ( طلحه و زبير ) از مهمترين عوامل قتل عثمان بودهاند . اين قضيه را ابن ابى الحديد در شرح و دما هم سفكوه چنين آورده است : « يعنى خون عثمان ، و طلحه شديدترين تحريك را به كشتن عثمان نموده است و زبير سبكتر از او ، مردم را تشويق به اين كار كرده است . روايت شده است كه عثمان گفته است ، واى بر فرزند زن