ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - امير المؤمنين ( ع ) مى توانست همهء ناگواريها و نابسامانىهاى دوران خود را با روش ماكياولى ( هدف وسيله را توجيه مى كند ) مرتفع بسازد
نتائجى مهم كه از شناسائى چنان جامعه اى بدست خواهد آمد
نتائجى مهم كه از شناسائى چنان جامعه اى بدست خواهد آمد بقرار زير خواهد بود :
نتيجهء يكم
نتيجهء يكم - ايمان واقعى در اقليتى از انسانها به وجود مى آيد . خداوند ذو الجلال فرموده است : ( يَعْمَلُونَ لَه ما يَشاءُ مِنْ ) [ سبأ آيهء ١٣ ] ( و بندگان شكرگزار من اندكند ) - آرى < شعر > بسوزد شمع دنيا خويشتن را ز بهر خاطر پروانه اى چند < / شعر > نتيجهء دوم
نتيجهء دوم - انعطاف يعنى دگرگون شدن طرز تفكر و وضع روانى در انسانها ، پديده ايست بسيار شايع و در عين حال كاملا حسّاس . طلحه و زبير با كمال اختيار و همچنين شخصيتهايى كه بعدها از گروه خوارج گشتند ، به امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام بيعت كرده و زمامدارى او را مى پذيرند و پس از گذشتن مدتى نه زياد با استشمام بوى جاه و مقام ، بيعت را مى شكنند و با امير المؤمنين عليه السلام در جنگ جمل روياروى مى ايستند در آن موقع كه امير المؤمنين عليه السلام ابن عباس را براى ملاقات با طلحه و زبير فرستاد كه بداند : اين ( جنگ جمل ) چه غائله اى است كه به راه انداخته اند لا تلقينّ طلحة فأنك إن تلقه تجده كالثّور . . . و لكن ألق الزّبير فأنّه الين عريكةَّ فقل له : يقول لك ابن خالك عرفتنى بالحجاز و أنكرتنى بالعراق فما عدا ممّا بدا [ از سخنان على عليه السلام ٣١ ص ٧٤ ] طلحه را مكن ملاقات زيرا او مانند گاو است . . . با زبير ديدار كن و به او بگو : پسر دايىات بتو مى گويد : « مرا در حجاز شناختى و در عراق انكار كردى چه عاملى موجب شد از آنچه كه از تو آشكار شده بود ، منصرف گشتى » نتيجهء سوم
نتيجهء سوم - سوء استفادهء مردم جامعه اى كه از رشد و كمال بهره اى ندارند ، از نعمت عظماى « آزادى » و دچار شدن آنان به چند شخصيتى . البته اگر نوع آزادى كه به مردم يك جامعه داده مى شود مانند آزادى دوران ما باشد كه معنايى جز بىبند و بارى و