ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - آيا دو نوع شرائط زمامدارى ، در دوران معاصر نيز ، براى زمامدارى ضرورت دارد
دلچسب و گوارا جلوه مى كند [ اگر قدرت دفع آنها را نداشته باشد ] حتى خطاها و گناهانى كه از او سرمى زند ، از وى سلب اميد نمى كند . امّا در دنيايى كه هر گونه شعلهء ايمانى خاموش شده ، درد و مرض حتى معنى خود را از دست مى دهد و ديگر بجز شوخيهاى زشت و مسخرگىهاى شومى تلقى نمى شود » [١] اين بىخبرى شوم از جانهاى آدميان ، مخصوص گردانندگان و مردم جامعه اى كه مديريت آنان را بعهده گرفتهاند ، نمى باشد ، بلكه همهء انسانها را از يكديگر جدا نموده ، اگر هم در صدد ارتباط و پيوندى با يكديگر برآيند ، براى رفع احتياجات طبيعىشان ميباشد ، نه براى درك و دريافت عظمت جذابيت جان آدمى .
بنا بر اين ، سخنان امير المؤمنين عليه السلام در بارهء توضيح و تفسير انسان « آن چنانكه هست » و در بارهء دستورات او براى توجيه و مديريت انسانها در هر دو قلمرو فردى و اجتماعى ، مربوط به انسان است و هر وقتى كه جوامع بشرى در صدد دريافت انسانيت خود برآيند و بخواهند از عالم جمادى ناآگاه و ناآزاد ، گام بر عالم هشيارى و آزادى بگذارند ، سخنان امير المؤمنين عليه السلام مى تواند آنان را احياء نمايد . معناى اين جمله آن نيست كه احساسات و عواطف انسانى امروزه بكلى معدوم شده است و اگر روزى اين معدوم برگردد ، سخنان امير المؤمنين عليه السلام مصاديق خود را پيدا مى كند . زيرا همان گونه كه در جملات بعدى مى خوانيم اين احساسات و عواطف در نهاد همهء انسانها وجود دارد ، و مقدارى هم در مجموعههاى خانوادگى پديدار مى گردد ، ولى متاسفانه در جوّ زندگى اجتماعى ناپديد مى شود و جاى خود را به سيستم ماشينى خالى مى كند .
١ . با همهء كوششها و تلاشهايى كه براى تطبيق جبرى حيات انسانها بر اصول و قوانين زندگى ماشينى امروزى صورت مى گيرد ، مى بينيم كه حيات آنان براى اشباع
[١] باغ اپيكور - آناتول فرانس ترجمهء كاظم عمادى ص ٣١ و ٣٢ .