ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - با سپرى شدن ساليان عمر ، كاخهاى سر به فلك افراشته تبديل به تلّ خاك و خانهها مبدل به گور مى گردد و اموال از آن وارثان و زنها از آن ديگران مى شود
فعاليتهاى كه دارد ، مانند انشاء ( به وجود آوردن ) عدد ، تجريد ، انتزاع ، ايجاد صور و تجسيمات و درك زمان در درون ، يك تصور سهل و ساده ايست . تفاوتى كه ميان نفس آدمى و فعاليتهاى آن ، با خدا و جريان خلقت موجودات هستى وجود دارد ، در اين است كه همهء آنچه كه در درون انسانى به وجود مى آيد ، مورد آگاهى و مديريت نفس قرار نمى گيرد ، بلكه گاهى از حل تضاد و اختلافاتى كه از مهمانان وارد از جهان خارجى عينى بوجود مى آيد ، ناتوان مى شود و به اضطراب و حيرت و شك و غير ذلك مبتلا مى شود - مولوى مى گويد :
< شعر > تن قفس شكل است زان شد خار جان در فريب داخلان و خارجان اينش گويد من شوم همراز تو وانش گويد نى ، منم انباز تو اينش گويد نيست چون تو در وجود در كمال و فضل و در احسان وجود < / شعر > < شعر > موجهاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بد طوفان روح < / شعر > در صورتى كه خداوند متعال محيط و مسلط بر همهء اشياء است و هيچ موجودى توانايى عرض اندام در برابر آن ذات اقدس را ندارد . مطلبى مهم در جملات فوق وجود دارد كه تا حدودى مبسوط آنرا مطرح مى نماييم