ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - كيفيت تبعيد ابو ذر غفارى به ربذه
تقوى بورز ، زيرا تقوى است وسيلهء نجات ، و شكيبايى پيشه كن ، زيرا صبر و بردبارى كرامت انسانى است . و بدان كه احساس سنگينى از تحمل صبر ، خود نوعى از جزع و فرياد در برابر ناگواريهاست و گمان كردن اين كه از عافيت دور و بركنار هستى ، خود نوعى از نوميدى است ، پس رها كن يأس و جرع و فزع را . سپس امام حسن عليه السلام به سخن گفتن پرداخت و گفت : اى عمو ، اگر چنين نبود كه وداع كننده نبايد ساكت شود و تشييع كننده نبايد برگردد ، سخن كوتاه مى شد [ اين قدر با شما صحبت نمى كرديم ] اگر چه تأسف طولانى مى گشت ، اين قوم ( خودكامگان جامعه ) چنان كردند با تو كه مى بينى ، دنيا را از نظر دور بدار و آنرا رها كن آن را با در نظر گرفتن جدائى از آن و شدت حوادثى كه اين دنيا در بردارد ، به اميد عظمت ماوراى آن اى عمو ، صابر و بردبار باش تا پيامبرت را ملاقات كنى در حالى كه او از تو راضى است . سپس امام حسين عليه السلام چنين فرمود : اى عمو ، خداوند متعال تواناست كه آنچه را كه ترا گرفتار ساخته است ، تغيير بدهد زيرا خداوند در هر حال در كار است ( دست او باز است و هر كارى را كه بخواهد انجام مى دهد ) اين قوم دنياى خود را از تو ممنوع ساختند و تو دين خود را از دستبرد و تطاول هوى و هوس آنان محفوظ نگاه داشتى ، و تو كاملا از آنچه كه ممنوعت ساختند ( از دنيا ) بىنيازى ، و آنان از آنچه كه تو از آنان ممنوع نمودى بسيار نيازمندند .
پس از خدا صبر و پيروزى مسئلت نما و از حرص و جزع و فزع باو پناهنده باش ، زيرا صبر جزئى از دين و كرامت انسانى است و قطعى است كه حرص و طمع روزى را بجلو نمى اندازد و جزع ، اجل آدمى را به تأخير نمى افكند ، سپس عمّار در حالى كه غضبناك بود ، شروع به صحبت كرد و گفت : خدا انس ندهد كسى را كه ترا به وحشت انداخته است و امنيت ندهد كسى را كه ترا ترسانده است ، سوگند به خدا ، اگر دنياى آنان را مى خواستى ، ترا تأمين مى كردند [ يواتبر ] در امن و امان قرار مى دادند ، و اگر از اعمال آنان خشنود مى گشتى ، ترا