ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - خدا است عالم مطلق بر همهء موجودات
< شعر > گر باز روند عالم و عالميان در رتبهء اجمال حق آيد به ميان آن شاهد غيبى ز نهانخانه بود زد جلوه كنان خيمه به صحراى وجود از زلف تعينات بر عارض ذات هر حلقه كه بست دل ز صد حلقه ربود هستى كه ظهور مى كند در همه شيء خواهى كه برى بحال او از همه پى رو بر سر مى حباب را بين كه چسان وى مى بود اندر مى و مى دروى مى < / شعر > [١] كسانى كه در ظهور موجودات ، باين جمله تكيه مى كنند كه خدا فرموده است : كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيًّا فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُعْرَفَ فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَىْ أُعْرَفَ و مى گويند : مقتضاى ذات ربوبى موجب گسترش خلقت در پهنهء هستى گشته است ، همان گونه كه مقتضاى ذات علَّت تامه بروز معلول است بدون نياز به علم و اراده ، مى توانند علم خداوندى را بر موجودات انكار كنند . زيرا بنا بر قاعدهء عليت ، صدور معلول از علت كه جلوهء ثانوى علت است نيازى به علم ندارد . مولوى مى گويد :
< شعر > گنج مخفى بد ز پرّى چاك كرد خاك را تابانتر از افلاك كرد گنج مخفى بد ز پرّى جوش كرد خاك را سلطان اطلس پوش كرد < / شعر > اين گونه ابيات هم مانند رباعيات عبد الرحمن جامى بروز و ظهور موجودات در عرصهء هستى را مقتضاى ذات معرفى مى نمايد كه اگر اين اقتضاء و عليت بهمان معانى مأخوذ از جريان مقتضى و مقتضا و علت و معلول در طبيعت باشد ، نيازى به علم وجود ندارد ، همان گونه كه آب درصد درجه حرارت مى جوشد ، بدون اين كه بداند معناى جوشيدن چيست و علت آن كدام است اين مطلب صحيح نيست ، زيرا علم از صفات ذاتى خداونديست ، لذا همهء صفات و ذات و افعال و محصول همهء فعاليتهاى آن موجود
[١] لوائح - عبد الرحمن جامى .